نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٥
 

الان گمان کنم همتون حدس زدید که مطلبم در مورد سال جدید هستش اما باید عرض کنم که اشتباه می کنید.امروز تولد یک سالگی وبلاگمهواقعا چه زود یک ساله شد....

یک سال گذشت و همانند زندگی واقعی،این وبلاگ هم پر بود از حرفها و لحظات تلخ و شیرین.البته همه تلاشم این بود که کمتر از غم و ناراحتی بنویسم اما همانطور که میدونیم حرفهای خوشحال کننده در مقابل حرفهای تلخ و غمگین کننده هست که مفهوم پیدا میکنه.

به هر حال امیدوارم بتونم برای همیشه این هویتم تو این دنیای مجازی که بنوعی خونم بحساب میاد رو حفظ کنم .از تمامی شما دوستان خوبمم که همیشه با نظراتتون همراهم بودید و هستید صمیمانه ممنونم.


بر چسب ها:
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٩
 

یکی از بچه ها دیروز برام ایمیلی زده بود که وبلاگ یکی از دوستانش هک شده و توی اون دارن مطالب نادرستی می نویسند.منم فوری پسورد وبلاگ رو پیدا کردمو،هم یه پسورد جدید ساختم هم یکسری از مطالب و عکسها رو پاک کردم،در آخر هم پسورد جدید رو برای دوستم فرستادم.

امروز که مطالب وبلاگ اون وبلاگ رو میخوندم از نوشته هاش واقعا شادی و خوشحالی رو تونستم حس کنم.من کار زیادی نکرده بودم(شاید فوقش نیم ساعت وقت گذاشته بودم) اما از اینکه تونستم یه دوست دیگه رو خوشحال کنم از خودم راضی بودم. 

واقعا فهمیدم حسی خوبی که در کمک و یاری کردن هست خیلی می ارزه به اینکه بخوای با اذیت کردن کسی لذت ببری. 

و بازهم باید بگم که:

<<دست بالای دست بسیاره>>


بر چسب ها:
نظرات ()