نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢۳
 

هر چی فکر کردم سوژه ای برای نوشتن نداشتم،نه که نداشته باشم،خیلی چیزها تو ذهنمه و فکرمو مشغول کرده اما نمی تونم بطور متمرکز روی هر کدومشون فکر کنم.فقط اینو ازشون می تونم بگم که«تصمیم گرفتن در بعضی مواقع خیلی خیلی سخت میشه»فقط امیدوارم اگه قرار تصمیمی گرفته بشه درست ترین باشه... 

ترجیح دادم فقط به این چند خط و عکسهایی که چند وقت پیش از تنگه واشی گرفته بودم بسنده کنم...


بر چسب ها:
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۸
 

چند روزی فرصتی دست داد تا بعد از مدت طولانی ای دوباره سری به طبیعت شمال بزنم.

صرفه نظر از هوای شرجیش که بعضی اوقات آدمو اذیت می کنه،دریای همیشه آبی و طبیعت سرسبز و زیباش در این ماهها،آرامش و طراوت خاصی به آدم می بخشه.

با خودم فکر می کردم چقدر خوبه اگه یه وقتی آدم قلب و روحش تاریک و سرد می شه حداقل مثل طبیعت قدرت دوباره تازه،پاک و روشن شدن رو داشته باشه.

خدا کنه که این قدرت همیشه تو وجودمون باشه...


بر چسب ها:
نظرات ()