نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٩
 

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.

مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."

پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"

پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه"

واقعا چقدر خوبه گاه گاهی ما نیز عملکرد خودمون رو در قبال با دیگران بسنجیم... رفتارهامون،کارهامون،صحبتهامون و...لبخندلبخند

 


بر چسب ها: عملکرد، رفتار، کار، سنجش
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۳
 

همیشه وقتی کسی از دوستانم به مشکلی برمیخوره بهش میگم امید داشته باش و تلاش کن مطمئن باش موفق میشی سعی میکنم بهش روحیه بدم و به نوعی اون انرژی مثبت بهش منتقل کنم. خودم هم بعضی مواقع که زندگیم تو دست انداز میفته همه تلاشم اینه که خودمو نبازم و همهسعیم رو بکنم تا از اون بحران به خوبی خارج بشم...

خیلی وقت بود که وبلاگ ویولت رو می خوندم، نوشته هاش همیشه حس امید به فردا و اون روحیه خوب رو نشون میداد اما  این چند وقته که چندین بار از نزدیک دیدمش واقعا فهمیدم این حس و انرژی خیلی بالاتر از اون چیزیه که فکر میکردم. دیروز وقتی تو اون جلسه صحبت میکرد از اعتماد به نفس بالاش برای اثبات خودش بسیار لذت بردم فکر میکنم تاثیر صحبتها و روحیه اش رو  بقیه هم کاملا مشهود بود و واقعا انرژِی زیادی رو به من یکی منتقل کرد.  یکی از صحبتهاش که برام خیلی جالب بود این بود که میگفت میخوام اگه کسی به فردی مثل من کمک میکنه به خاطر وجود خودش کمکش کنه نه بخاطر اعتقادات و حس ترحم...

از دیروز تا حالا به خودم میگم که تو همچین شرایطی، اگه اینطوری باشی و اینگونه زندگی کنی هنره...

راستی دیروز یه گپ خیلی دوستانه با دوست جدیدم، رضا داشتم واقعا گفتگوی خوبی بود جای همتون خالی...


بر چسب ها: امید، تلاش، زندگی
نظرات ()