نه...نمیشه...باید نوشت... هر چقدر هم وقت نداشته باشی یا حال جسمیت خوب نباشه بازم باید بنویسی، باید از اصغر فرهادی بنویسی باید از کسب افتخار برای ایران و ایرانی بنویسی تا این روز رو به نوعی در وبلاگت ثبت کنی... باید بگی که وقتی اسم فرهادی و فیلم جدایی نادر از سیمین رو به عنوان برنده اعلام کردن چقدر خوشحال شدی... باید بگی که وقتی میدیدی همه افراد معروف دنیا در عرصه فیلم و سینما دارن هموطنت رو تشویق میکنن تا اون  روی سن بیاد از هیجان تو پوست خودت نمی گنجیدی...به قول یکی از دوستان باید بگی کهچه کیفی داره وقتی برد پیت و آنجلینا جولی و دی کاپریو نشستن و یه ایرانی میره اون بالا و جایزه را میگیره و از مردمی که حمایتش کردند میگه...باید بنویسی که صحبتهای فرهادی کوتاه و مختصر اما زیبا بود و وصف ناپذیر زمانیکه گفت: 

«وقتی روی سن می آمدم با خودم فکر می کردم که چه باید بگویم. آیا از مادرم بگویم؟ از پدرم؟ از همسر مهربانم؟ از دخترانم؟ از دوستان عزیزم؟ از همکاران دوست داشتی و بی نظیرم؟ اما الآن تنها ترجیح می دهم فقط یک چیز درباره مردم ایران بگویم. فکر می کنم ایرانیان به واقع مردمانی اند عاشق صلح.»

باید نوشت و تبریک گفت این افتخار رو، باید از فرهادی و فرهادی ها نوشت و تشکر کرد که نام ایران و ایرانی رو در سراسر جهان آنچنان که باید طنین انداز کردند...ممنونیم ازت چون بعد از این همه خبرهای بد این روزها، تو، پیام آور شادی ، عزت و غرور بودی...

و در آخر اینکه :

چو ایران و ایرانی مباشد تن من مباد