نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۳٠
 

تا لحظه آخر لبخند می زنم که مبادا اشک در چشمان زیبایت حلقه زند...

تو نیز می خندی همانند همیشه اما دیگر من عمق نگاهت را میخوانم چون دیگر ما جزئی از همیم...

بوسه ای بر دستانت می زنم در آن همه شلوغی، هراسی از نگاه دیگران ندارم چون تو را دارم چون تنها تو را می بینم...

و دستانمان از هم جدا می شود، تو می روی اما هنوز چشمانمان به هم خیره اند...

دور می شوی دور آنقدر که دیگر چشمانمان هم از هم رها می شوند و اشکهایم سرازیر ...

اما اما اما قلب هایمان هنوز پیش هم اند ... آری هیچ چیزی، هیچ کسی و هیچ فاصله ای نمی تواند قلب هایمان را از هم جدا کند، این آغازیست برای راهی مشترک تا ابد..

و اینست تولدی دوباره...

دوستت دارم و چشم براهت...


بر چسب ها: عشق، فاصله، تولد، زندگی
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٦
 

این روزها دور برت پراند آدمهایی که در کارت دخالت میکنن در مورد داشته هات نظر می دن، در مورد علایقت اظهار نظر میکنن و در مورد کسانی که باهاشون ارتباط داری فضولی...به خودشون حق می دن که وارد خصوصی ترین موارد زندگیت بشن و عقایدشون رو بهت تحمیل کنن... کاری میکنن که تو، شعاع اعتمادت، ارتباطاتت، مکالماتت و ... رو نسبت به آدمهای دور و برت کم کنی...

سخته تو همچین جامعه ای زندگی کردن... اما من خیلی وقته که تصمیم گرفتم حرف این آدمها کلا حساب نکنم و جدی نگیرم و اونها رو از زندگیم حذف کنم. چون دیگه خستم از نصیحت کردن و تذکر دادن به این افراد که بابا جان به حریم خصوصی هم احترام بگذاریم. هر چند نمیشه گفت 100% موفق بودم ولی دارم به مرور این کار رو انجام میدم...

من شعاع دایره دوستیم، اعتمادم، ارتباطاتم و ... رو کم نمی کنم ولی اینجور افراد رو از اون دایره میندازم بیرون حالا چه می خواد فامیل باشه، چه دوست، چه همکار، چه همکلاسی و چه آشنا ...

شمام هم این کار رو بکنید چون یه جایی میرسه که ذهنتون اینقدر مغشوش میشه که مجبور میشید خشک و تر رو با هم بسوزونید ...

نتیجه این کار اینه که میتونید وقت بیشتری برای کسی یا کسانی اختصاص بدید که از بودن با اونها لذت میبرینو انرژی می گیرین... کسی یا کسانی که همیشه شما رو بسوی پیشرفت سوق میدن نه پسرفت...


بر چسب ها: دایره، اعتماد، زندگی، حریم
نظرات ()