چند روز پيش مطلبی رو در روزنامه سلامت خوندم گفتم بد نيست اينجا هم بنويسم و يه نتيجه گيری جالب ازش داشته باشم:

«۱۹۹۸،مسابقات جام جهانی فوتبال،درست در سی ام ژوئن يعنی در همان روزی که انگلستان در ضربات پنالتی به آرژانتين باخت و حذف شد،۲۵درصد به آمار حمله های قلبی در لندن اضافه شد و اين روند حتی تا دو روز بعد از آن بازی ادامه داشت.

۲۲ژوئن۱۹۹۶،جام ملتهای اروپا،هلند دارد با فرانسه بازی می کند.بازی به پنالتی می کشد.فرانسوی ها می برند.هلندی ها می بازند و حذف می شوند.بازی تمام می شود اما بازی ديگری درحال شروع شدن است:سکته قلبی و مغزی در هلند،شايع می شود!اين آمار را پزشکان هلندی به صراحت اعلام می کنند و میگويند درست در روز آن بازی لعنتی و حتی تا سه روز بعد از آن،تعداد سکته های قلبی و مغزی از تعداد اين سکته ها در روزهای پيشين به مراتب بيشتر بوده است...وعلت اين افزايش چه می توانست باشد جز تماشای پخش مستقيم يک مسابقه هيجان انگيز که به حذف هلندی ها از جام ملتهای اروپا ختم شد؟

محققان هلندی،ميزان مرگ و مير در روز آن بازی را با ميزان مرگ و مير روزانه طی ۵سال قبل و ۵سال بعد از آن بازی مقايسه کردند و به نتايج جالبی رسيدند.آنها دريافتند که ميزان مرگ در اثر سکته های قلبی و مغزی در مردان،در همان روز،بسيار بيشتر از روزهای ديگر طی ۵سال قبل و ۵سال بعد از آن بازی بوده است.در واقع به ميزان مرگ روزانه مردان بدليل سکته قلبی و مغزی،۱۴درصد اضافه شده بود؛در حالی که افزايش قابل ملاحظه ای در جامعه زنان به چشم نمی خورد.

پزشکان همگی متفق القولند که به هم ريختگی های روحی و روانی ناشی از استرس های هيجانی ،ريسک ابتلا به حملات قلبی را افزايش می دهد و برای عاشقان سينه چاک فوتبال،چه چيزی مهم تر و هیجان انگيزتر از برد و باخت تيم محبوبشان؟»

با اين صحبتها جا دارد تشکر ويژه ای از تيم ملی فوتبالمون داشته باشیم که بخاطر حفظ جان مردم بدون اينکه در بازی هايشان  ايجاد هر گونه هيجانی داشته باشند با جام جهانی وداع کردند.