سال 90 هم تموم شد، به سرعت گذشت مثل بقیه سالها، به اندازه یک پلک زدن...برای من سال معمولی ای بود حادثه خاصی نداشت، البته این جمله رو که گفتم خودم به خودم بلافاصله جواب دادم : همین که سالی بوده همراه با سلامتی برای همه دور و بریام خودش کلی خوبی داره...

و اما سال 91 ، با برنامه هایی که تو ذهنم هست تصمیم دارم سال خاصی باشه برام و فکر کنم از اون اولش هم داره خاص شروع میشه، چون برای اولین بار لحظه سال تحویل تنها خواهم بود، درسته زمان سال تحویل در کنار خانواده و دوستان بودن خیلی لذت بخش و زیباست اما این حالت هم خودش یه نوع تجربه ست...یاد فیلم تنها در خانه افتادم :)). به هر حال من عید تهران رو خیلی دوست دارم به نظرم بهترین لذت رو از تهران تو همین عید می تونید ببرید، رانندگی تو خیابون های خلوت، هوای خوب، آرامش و ...

یه نکته ای که چند وقته راجع بهش میخوام بنویسمو وقت نشده رانندگیه. که الان بهتره بهش اشاره کنم. به یکی می گفتم فاصله ایمنی تو رانندگی در ایران مفهوم نداره چون تا میای فاصله رو رعایت کنی فوری یه ماشین میاد بین تو ماشین جلویی جا خشک می کنه، کلا اکثرمون هُل ایم تو رانندگی...خواهشن تو این تعطیلات برای خاطر خومون نه برای خاطر اطرافیانمون حواسمون به این مسئله باشه، یه وقت تو این لحظات که باید لبخند رو صورتمون باشه خدای نکرده اشک نباشه....

امیدوارم سال شاد و موفق داشته باشید، پر از خبرهای خوب باشه براتون، سلامت باشید ... و در آخر اینکه قدر همو بدونیم از با هم بودن لذت ببریم، چون زندگی تنها به اندازه یک پلک زدنه...

زندگی دفتری از خاطره هاست...

یک نفر در دل شب...

یک نفر در دل خاک...

یک نفر همدم خوشبختی هاست...

یک نفر همسفر سختی هاست...

چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...

ما همه همسفر و رهگذریم...

آنچه باقیست فقط خوبی هاست...