چند روز پیش داشتم از جلسه ای با آژانس برمیگشتم شرکت. راننده آژانس یه مرد 37،8 ساله ای بود که برخورد بسیار گرمی هم داشت، اما بر خلاف همیشه من ساکت بودم تا اینکه بین راه تلفن همراهش زنگ خورد. صدای ضبط رو کم کرد و در کمال ناباوری شروع کرد با لهجه فوق العاده ای با طرف مقابلش انگلیسی صحبت کرد در مورد بیمه و حقوق صحبت میکرد و درخواست میکرد که بیمه اش رو حداقل رد کنن، واقعا خوب صحبت کرد طوریکه بعد تماسش من به حرف اومدم و گفتم آقا آفرین خیلی خوب صحبت میکنید اما شما با این استعداد راننده آژانس؟ قضیه چیه؟

لبخندی زد و گفت که تو یه شرکت تولید رنگ کار میکنه مدیر عاملش خارجیه و الانم داشته با اون صحبت می کرده. ادامه داد و گفت که تو بحران دلار بواسطه قراردادهایی که با نرخ قدیم دلار بستن و الان باید با نرخ جدید جوابگو باشن شرکت به مشکل خورده و یا داره نیروها رو تعدیل میکنن یا اینکه با 60% حقوق قبل باهاشون قرارداد می بندن، اونم بخاطر اینکه خرج زن و بچه اش رو بده باید مسافرکشی کنه....میگفت دنبال اینه بواسطه زبانی که بلده یه کار دیگه هم پیدا کنه. آخر سر که خواستم پیاده بشم گفت آقا دعا کن که همه از گرفتاری نجات پیدا کنن و اوضاع کار درست بشه و یکم ثبات پیدا کنه.

از اون لحظه ذهنمو حسابی درگیر کرد، که واقعا چرا ما که تو ایرانمون این همه آدمهای با هوش استعداد  و کلی پتانسیل و ذخایر خدادادی برای رشد و پیشرفت داریم نمیتونیم به خوبی ازشون استفاده کنیم؟ و هیچ چیز ثباتی که باید داشته باشه رو نداره...

بهتره جواب این چرا ها رو هممون تو ذهنمون بیاریم چون خیلی هاش واضحه و خیلی هاشم......

به امید روزهای بهتر برای ایران و ایرانی...همین