وقتی به روز تولدت نزدیک میشی به نوعی حالت دگرگون و همراه با ناراحتیه، شاید به این خاطر که سرعت گذر عمرتو بیشتر درک می کنی. به این فکر می کنی که تو زندگیت چیکار کردی؟ مفید بوده؟ میتونستی بهتر باشی؟ چی کاری میخوای بکنی؟ الان احساس رضایت داری از زندگیت یا نه؟ و خلاصه خیلی مسائل دیگه...

اما وقتی روز تولدت با بیش از 300 تا تبریک از خانواده و دوستاتو آشناهات از طرق مختلف مواجه میشی حس فوق العاده ای بهت دست میده. اینکه چقدر آدم می تونه خوشبخت باشه که این همه آدمهای دوست داشتنی رو کنارش داره ...

امسال فقط خواستم این مطلبو که شاید بارها تکرار کردم رو تو این روز دوباره بگم که خانواده و دوستان عزیزم به وجودتون افتخار میکنم و به خودم می بالم از وجود شما و این همه خوشبختی...

و در آخر کلامی از حافظ:

نوش کن جام شراب یک منی/تا بدان بیخ غم از دل برکنی

دل گشاده دار چون جام شراب/سر گرفته چند چون خم دنی

چون ز جام بیخودی رطلی کشی/کم زنی از خویشتن لاف منی

سنگسان شو در قدم نی همچو آب/جمله رنگ آمیزی و تردامنی

دل به می دربند تا مردانه وار/گردن سالوس و تقوا بشکنی

خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر/خویشتن در پای معشوق افکنی