هر چی فکر کردم سوژه ای برای نوشتن نداشتم،نه که نداشته باشم،خیلی چیزها تو ذهنمه و فکرمو مشغول کرده اما نمی تونم بطور متمرکز روی هر کدومشون فکر کنم.فقط اینو ازشون می تونم بگم که«تصمیم گرفتن در بعضی مواقع خیلی خیلی سخت میشه»فقط امیدوارم اگه قرار تصمیمی گرفته بشه درست ترین باشه... 

ترجیح دادم فقط به این چند خط و عکسهایی که چند وقت پیش از تنگه واشی گرفته بودم بسنده کنم...