وقتى گروه نجات، زن جوان چینى را زیر آوار پیدا کردند او مرده بود اما امدادرسانان زیر نور چراغ قوه، چیز عجیبى دیدند.
زن با حالتى عجیب به زمین افتاده، زانو زده و بدنش زیر فشار آوار کاملاً تغییر یافته بود. آن ها تلاش مى کردند جنازه را بیرون بیاورند که ناگهان سرپرست گروه، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است. وقتى آوار از روى جنازه مادر کنار رفت نوزادى از زیر پیکرش بیرون کشیده شد. او کاملاً سالم و در خواب عمیق بود، بى آن که بداند مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود چگونه جان فشانى کرده است. مردم وقتى بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روى صفحه شکسته آن، این پیام دیده مى شد: عزیزم، اگر زنده ماندى، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامى وجودش دوستت داشت.

این مطلب رو دیروز تو روزنامه ایران خوندم مربوط به زلزله اخیر چین بود...خیلی جالب بود و به نظرم حس مادر رو نسبت به فرزندش خیلی مشخص می رسونه...امیدوارم هممون سپاسگزار این حس باشیم.