دیروز به مناسبت تولد عمو پورنگ (داریوش فرضیایی) و همچنین راه اندازی سایت عمو پورنگ جشنی رو با حضور حدود ٣٠٠ نفر که اکثرشون رو بچه ها تشکیل می دادن با همکاری گروه سایتهای پرشین بلاگ برگزار شد.

مراسم پرشور و جذابی بود. به نظرم دلیلش ارتباط خوبی بود که آقای فرضیایی و همچنین امیرمحمد با بچه ها برقرار کرده بودند و همینطور اون انرژی ای بود که بچه ها به مراسم میدادن.

تو حین مراسم وقتی به چهره و رفتار خیلی از این بچه ها دقت میکردم اون صداقت و یکرنگی رو  در چهرشون حس میکردم. خنده هاشون، دوست داشتن گفتنشون که به عمو میگفتن از ته دل بود.

به نوعی بچه ها دنیایی خاص خودشون دارن همه چیز اونجا رنگ و شکل خاص خودشو داره و با دنیای آدم بزرگها به کلی فرق میکنه اگرم احیانا عیبی تو این دنیا هست از طریق خود بزرگترها وارد اون شده. دوران دبستان یکی از معلمام یه روز گفت بچه ها شما قلب و دل پاکی دارید قدر خودتونو بدونید و نگذارید این سپیدی تیره بشه اون موقع به خودم میگفتم من که چند بار به پدر،مادرم دروغ گفتم این خانم معلم که نمیدونه پس من شامل این حرف نمیشم. اما الان میبینم اون موقعها واقعا دنیامون سپید و پاک بود اما الان رنگ سیاهی به خودش گرفته...

به این فکر میکردم که کاش اون دنیای پاک هم همراه ما آدم بزرگها بزرگ میشد ...