١- چرا خیلی از ما ها تو این جامعه احترام به عقاید و نظرات هم رو بلد نیستیم؟چرا احساس میکنیم که نظراتمون همیشه درست ترین و صحیح ترینه؟ تا حالا چقدر به نظر طرف مقابلمون احترام گذاشتیم؟ حالا این طرف مقابل از خانواده و همسر گرفته تا دوست و همکار و آشنا و غریبه...

ببخشیدا یکم تند شروع کردم اولشو نیشخند اما تو این چند وقته اینقدر از این جور موارد دیدم که حسابی شاکیم کرده. به خودمون این اجازه رو میدیم که تو هر مسئله و هر موضوعی که مربوط به طرف مقابلمون میشه دخالت و اظهارنظر کنیم.حالا این موضوعات بعضی مواقع وقتی تو مسائل دینیه که با عنوان امر به معروف و اینا توجیه میشه و یا تو موضوعات دیگه هست که به عناوین مختلف تفسیرش میکنیم و این اجازه رو برای خودمون صادر میکنیم. خیلی مواقع هم دخالت کردن و مشورت دادن رو باهم قاطی میکنیم.

کاش یکم سعی کنیم بیشتر به هم و به حد و مرزهایی که نسبت به هم داریم احترام بگذاریم.یاد بگیریم که عقیده هر کسی برای خودش محترمه...

٢- فرهنگ!!فرهنگ؟؟آره فرهنگ. واژهء غریبی فکر کنم اونم تو این دوره و زمونهء ما. اومدیم تو ثبت طولانی ترین ساندویچ جهان رکورد بزنیم بجاش تو ثبت سریعترین حمله به غذا و بی فرهنگترین روش غذا خوردن رکورد زدیم. آخه خدایی یه چند لقمه ساندویچ مجانی ارزش اینو داره که تو کلی سایتهای معتبر اونجوری در موردمون بنویسن؟ هر جا یه غذای مجانی دیدیم باید خودمونو خفه کنیم؟ (عکس رو ببینید خودتون قضاوت کنید تازه این عکس خوبه بقیه که...خنده)حداقل اجازه میدادید ثبت میکردن این رکورد ساندویچ رو بعد میخوردیدنیشخند

تو یکی از این وبلاگها نوشته بود کاش به جای"نظافت نیمی از ایمان است" میگفتن " فرهنگ نیمی از ایمان است" اما نظافت رو چقدر رعایت کردیم که بخوایم با اون جمله فرهنگ داشته باشیم.

شاید بگید دوباره دارم خودشو ناراحت میکنمچشمک اما باور کنید هممون با این موضوعات بارها در کل روز مواجه هستیم.من که سعی کردم تو اینجور موارد از خودم شروع کنم و کارهای خودمو اصلاح کنم امیدوارم که همه هم همینطور باشن.