خیلی وقته که میخوام در این مورد بنویسم...در مورد یکنواختی و احساس یکنواختی در زندگی. تا حالا شده احساس کنید که زندگیتون یه حالت روتین پیدا کرده؟ من به زندگی خیلی از افراد نگاه کردم در هر سطحی از زندگی هستن یا با هر مدرک علمی ای بازهم یه مرحله ای از این حس رو تجربه میکنن...

به گذشته خودم هم نگاه میکنم این موضوع تقریبا تو سال آخر دبیرستان برام نمود پیدا کرد که اون موقع همه هدفم رو بر این قرار دادم که با قبولی تو کنکور زندگیمو از حالت یکنواختی در بیارم اما یکی دو سالی که از قبولیم گذشت باز همون حس بهم دست داد. راه حل بعدی شرکت تو آزمون کارشناسی ارشد بود. بعد قبولی در اون هم کار بعد دوباره انجام کارای پایان نامم و... به هر حال هر زمانی از زندگیم سعی کردم این یکنواختی رو با یه سری هدف گذاری کوتاه مدت به هم بزنم، حتی مثلا تنظیم یه برنامه ورزشی تو برنامه های روزانه ام هم شامل این هدفها میشد. البته قبول دارم که این هدف های کوتاه مدت شاید به نوعی یه هدف بلند مدت و اصلی رو هم میتونه دنبال کنه اما باز اون یکنواختی و شاید حس به پوچی رسیدن سر جاش هست...

نظر شما چیه؟تا حالا این حس بهتون دست داده؟ برای بر طرف کردنش چه کارایی انجام دادید؟