اولش یکم دو دل بودم، سفر زمینی اونم با ماشین خودت و مشکلات احتمالی یکم سخت بنظر میرسید اما به هر حال تجربه جدیدی بود و منم دل رو زدم به دریا و با دوستان راهی شدیم...

پنجشنبه شب رو در تبریز به صبح رسوندیم و صبح زود به سمت مرز حرکت کردیم حدودای ١٠-١١ صبح بود که به مرز نوردوز رسیدیم در طرف کشور خودمون زیاد معطل نشدیم...پلاک ماشینها رو زدیم و از مرز (رودخونه ارس) عبور کردیم پیش خودم فکر میکردم الان وارد یه کشوری میشم که همه از قانون حساب میبرنو دست از پا خطا نمیکنن تو همین فکرا بودم که اولین ایست بازرسی ماشین رو نگه داشت، گفت مسافرا برن داخل ساختمون گمرک و راننده بمونه بعد منو کشید کنارو گفت من ماشینت رو کنترل نمیکنم اما تو باید یه پولی به من بدیتعجبخلاصه منم خودمو زدم به تعطیل بازی و گفتم همه پولها دست دوستام بوده که اونها هم نیستن نیشخندبعد از 2-3 ساعت الافی تو مرز ارمنستان وارد خاکش شدیم.

از مرز تا ایروان (به قول خودشون یروان) حدود 400 کیلومتر بود که 200 کیلومتر اولش میشه گفتم 2-3 برابر جاده هراز پیچ و خم داشت و 10 برابر جاده چالوس زیبایی،یه قسمت که کامل مه بود جوری که چشم چشمو نمیدید 200 کیلومتر بعد هم جاده پیچ و خم داری در دل دشت بود.تو این بین دیدن روستاها و سبک زندگی های مردمونش خالی از لطف نبود.

شهر ایروان هم سبک معماری خاصی داشت و خیابون هایی که در مرکز شهر بودن اکثرا دارای کافی شاپ ها،رستورانهای متنوع با طراحی و دکوراسیون بسیار زیبا و دیدنی بودن. ناگفته نموند که تو طی روزهایی که اونجا بودیم سعی کردیم انواع رستورانها و غذاها اعم از ایتالیایی،فرانسوی رو امتحان کنیم...ضمنا ناگفته نموند که دریاچه سوان (در حدود 60-70کیلومتری ایروان) هم از دیگر مناطق دیدنی و زیبای ارمنستان بود.

سعی میکنم بقیه گزارش رو تو قالب عکس توضیح بدم.

 
«مسیر نوردوز-ایروان»

«میدان اُپرا»

«کلیسایی در شهر ایروان»

«میدان جمهوری در ایروان»

«میدان جمهوری با آهنگهای کلاسیک همراه با رقص فواره ها»

«محل یادبود کشتار ارامنه به دست ترکیه»
«شهر سوان»

«دریاچه سوان»

«کلیسایی در نزدیکی دریاچه سوان»
« به طور اتفاقی قبله به سمت کلیسا بوده ها»

«نمونه ای از غذاهای رستورانهای ایروان (فکر کنم کوفته اس-دومی هم که میگو )»

بقیه عکسها هم در قسمت ادامه مطلب...

در کل سفر خوبی بود تجربیات ارزشمندی برای من به همراه داشت...