نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٩
 

دوست دارم در مورد لحظات خوب امسال بنویسم. اگه بخوام امسال رو تو یه جمله بیان کنم اسمشو سال سفر میذارم...

روزهای اول سال با یه سفر یه روزه به کاشان شروع شد که همراه همکارمو همسرش رفتیم درسته که خودم یه جورایی اهل کاشانم روزگارم بد نیست... اما یه سفر یه روز به عنوان لیدر خوش گذشت :دی البته خیلی جاهای تاریخیش از دفعه قبل که دیده بودم تغییر کرده بود مثل تپه های سیلک...

بعد از چند وقتی که خیلی بد گذشت به پیشنهاد دوستم که از دوران دانشجویی لیسانس تو شاهرود باهم بودیم با همکارا و یه سری دیگه رفتیم شاهرود جنگل ابر، یه شب تو جنگل خوابیدیم و صبح فرداش به علی آباد تو استان گلستان رسیدیم حدود 10-12 ساعتی پیاده روی داشتیم. واقعا زیبا آروم و دوست داشتنی بود مثل دفعات قبل که زمان دانشجویی رفته بودم...ضمنا یه سر هم به خرقان و بسطام زدیم که کلا سفر خوبی بود.

اوایل تابستون دوباره یه سفر یه هفته ای به شمال با بچه ها داشتیم اون خیلی خوش گذشت. برعکس تابستونهای قبل خیلی خلوت بود...

اواخر تیر سفر به مکه ، سفری که خیلی از صحنه هاش هنوز که هنوزه جلو چشممه و کاملا زنده. انگار همین الان بوده...واقعا سفری بود که خیلی خیلی درونم رو آروم کرد و واقعا نگاهمو به زندگی عوض کرد...دوست دارم باز هم تجربه اش کنم و امیدوارم مثل همون بار اول برام اون لحظات رقم بخوره...

اواسط شهریور بود که با همکارا تصمیم گرفتیم بصورت زمینی و با ماشین خودمون بریم ارمنستان...شاید اولش فکر اینکه اینجوری بخوای یه سفر خارج از کشور رو بری یکم سخت و نگران کننده بود اما واقعا چسبید و خوش گذشت مخصوصا اگه همسفریهات آدمای ضدحالی نباشن...یه تجربه جدید و خاص بود...

روستایی در نزدیکی اوشان از اونجاهایی بود که تو امسال تو تعطیلات مختلف بخاطر نزدیکیش به تهران زیاد با بچه ها میرفتیم که اولین بار تو مهر رفتیم. در حد یکی دو روز اونجا بودن خوب بود و زیاد یکنواخت نبود. آب و هوای خوب (البته یکم سرد)، فضای آروم و ساکت و ...

رفتن به کیش اونم تو اواخر پاییز خیلی میچسبه چون هوا دیگه به اونصورت شرجی نیست. دوچرخه سواری دور جزیره تو شب، شوی دلفین هاش خیلی خیلی جالب بود اما فکر کنم 80-90% زمانی که اونجا بودیم تو پاساژهای مختلف مغازه گردی میکردیم :))

دی و بهمن هم یه سری سفر کاری به یزد و اصفهان داشتم که اونها هم برام تازه بود چون بعد چندین سال به اونجاها دوباره سر زدیم...امیر چخماف تو یزد منو یاد نوروز 83 انداخت یادش بخیر...اصفهانم فکر کنم نوروز 81 اونجا بود با بچه های دانشگاه و اون بریونی "اعظم" ...

به هر حال میگن سفر آدم رو پخته میکنه دیگه. همین برام بهترین دستاورد امسال بوده. برای همینه که سعی کردم امسال رو از یه زاویه دیگه بهش نگاه کنم...سال دیگه رو هم نمیدونم چی قراره پیش بیاد اما اینجور که بوش میاد تغییراتی زیادی در راهه...توکل به خدا...

پیشاپیش سال جدید و نوروز ٨٩ رو به همه دوستان تبریک میگم و امیدوارم سالی همراه با موفقیت شادی و سلامتی داشته باشید.


بر چسب ها: کیش، ارمنستان، اصفهان، یزد
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٧
 

اولش یکم دو دل بودم، سفر زمینی اونم با ماشین خودت و مشکلات احتمالی یکم سخت بنظر میرسید اما به هر حال تجربه جدیدی بود و منم دل رو زدم به دریا و با دوستان راهی شدیم...

پنجشنبه شب رو در تبریز به صبح رسوندیم و صبح زود به سمت مرز حرکت کردیم حدودای ١٠-١١ صبح بود که به مرز نوردوز رسیدیم در طرف کشور خودمون زیاد معطل نشدیم...پلاک ماشینها رو زدیم و از مرز (رودخونه ارس) عبور کردیم پیش خودم فکر میکردم الان وارد یه کشوری میشم که همه از قانون حساب میبرنو دست از پا خطا نمیکنن تو همین فکرا بودم که اولین ایست بازرسی ماشین رو نگه داشت، گفت مسافرا برن داخل ساختمون گمرک و راننده بمونه بعد منو کشید کنارو گفت من ماشینت رو کنترل نمیکنم اما تو باید یه پولی به من بدیتعجبخلاصه منم خودمو زدم به تعطیل بازی و گفتم همه پولها دست دوستام بوده که اونها هم نیستن نیشخندبعد از 2-3 ساعت الافی تو مرز ارمنستان وارد خاکش شدیم.

از مرز تا ایروان (به قول خودشون یروان) حدود 400 کیلومتر بود که 200 کیلومتر اولش میشه گفتم 2-3 برابر جاده هراز پیچ و خم داشت و 10 برابر جاده چالوس زیبایی،یه قسمت که کامل مه بود جوری که چشم چشمو نمیدید 200 کیلومتر بعد هم جاده پیچ و خم داری در دل دشت بود.تو این بین دیدن روستاها و سبک زندگی های مردمونش خالی از لطف نبود.

شهر ایروان هم سبک معماری خاصی داشت و خیابون هایی که در مرکز شهر بودن اکثرا دارای کافی شاپ ها،رستورانهای متنوع با طراحی و دکوراسیون بسیار زیبا و دیدنی بودن. ناگفته نموند که تو طی روزهایی که اونجا بودیم سعی کردیم انواع رستورانها و غذاها اعم از ایتالیایی،فرانسوی رو امتحان کنیم...ضمنا ناگفته نموند که دریاچه سوان (در حدود 60-70کیلومتری ایروان) هم از دیگر مناطق دیدنی و زیبای ارمنستان بود.

سعی میکنم بقیه گزارش رو تو قالب عکس توضیح بدم.

 
«مسیر نوردوز-ایروان»

«میدان اُپرا»

«کلیسایی در شهر ایروان»

«میدان جمهوری در ایروان»

«میدان جمهوری با آهنگهای کلاسیک همراه با رقص فواره ها»

«محل یادبود کشتار ارامنه به دست ترکیه»
«شهر سوان»

«دریاچه سوان»

«کلیسایی در نزدیکی دریاچه سوان»
« به طور اتفاقی قبله به سمت کلیسا بوده ها»

«نمونه ای از غذاهای رستورانهای ایروان (فکر کنم کوفته اس-دومی هم که میگو )»

بقیه عکسها هم در قسمت ادامه مطلب...

در کل سفر خوبی بود تجربیات ارزشمندی برای من به همراه داشت...


بر چسب ها: ارمنستان، ایروان، سوان، armania
نظرات ()