نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۳
 

ای کسانی که ایمان آورده اید، ای کسانی که دائم در حال انجام واجبات دین می باشید، ای کسانی که به دنبال بهشت موعود هستید، ای کسانی که ادعای دینداری دارید، ای کسانی که ادعا میکنید تف به مال دنیا و فقط تلاشتون برای آخرته ... یه جایی می شه که خدا شما رو تو یه آزمایش کوچیک قرار می ده و اونجاست که عیارتون مشخص میشه و وقتی اونو خراب میکنید یعنی همهء اون عباداااات کششششک...بماند که خدا اونقدر بزرگه که هوای همه رو داره اما منظور من اینه که بابا جان از روی عادت و یا از روی ترس جهنمی که براتون ساختن کاری رو انجام ندید کاری رو انجام بدید که از ته وجودتون بهش اعتقاد و اطمینان دارید...ایمان به کسی یا چیزی یا موضوعی یعنی از ته دل پذیرفتنش دیگه اون موقعست که برای حرکت تو اون مسیر از هیچ کس و هیچ چیز نمی ترسی و بدون اجبار مسیر رو به درستی که باید، طی می کنی...

نوشته های من از اونجا نشأت گرفت که یه بنده خدایی که دائم در حال عبادت و نماز و روزه و ... هستند و خیلی هم ادعا دارند که فقط بدنبال معنویات هستند و سر سوزنی مادیات براشون اهمیت نداره در قبال درخواست کمک یه بنده خدای دیگه، اون کمکی که از دستش برای کمک به اون فرد و خانوادش برمی اومد رو دریغ کرد و قافیه رو باخت...باخت...

نمیگم که من از این امتحان ها همیشه پیروز بیرون میام اما ادعایی هم ندارم و سعی میکنم هیچ کاری رو از روی عادت انجام ندم... اگه عشق به خدا وجودی بشه دیگه همه چیز به نحوه درستش اجرا میشه نه با اکراه و زور و از روی اجبار...

خلاصه اینکه ای کسانی که ایمان آورده اید درست و واقعی ایمان بیاورید تا ایمانتان پرعیار باشه نه تقلبی...


بر چسب ها: ایمان، آزمایش، خدا، اعتقاد
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٦
 

سیاست، آری سیاست ... میخوام درباره سیاست اما نه در بعد اجتماعی و به صورت کلی بلکه به صورت خاص در مورد سیاست داشتن در یه رابطه بنویسم.

بطور کلی شاید بشه گفت لغت سیاست تو فارسی به معنای حکم راندن، ریاست، داوری و ... است سیاست کردن در قدیم به معنای تنبیه کردن هم به کار می رفته. تو عرف سیاست به معنای تدبیره و آدم سیاس آدمیه که زرنگ و اهل تدبیر. اما اصطلاح سیاست در ترجمه پالیسی به معنای راه و چاره ای برای به دست آوردن قدرت و حفظ و کاربست اونه. در واقع سیاست در معنای جدید و دقیقش کاملن همراهه با قدرت. علم سیاست هم علم قدرته.

اما به طور خاص تر بخواهیم در مورد سیاست داشتن در یه رابطه 2 نفره صحبت کنیم باید گفت که در فرهنگ ما ایرانی ها یعنی دورویی...برای من به شخصه سیاست داشتن در یه رابطه دوستانه اصلا معنا و مفهوم نداره چون وقتی قرار باشه سیاست داشته باشی یعنی حرفی رو بزنی یا حرکتی رو در مقابل طرفت انجام بدی که شخصیت ، رفتار و هویت واقعی خودت نباشه پس به عبارتی داری چهره دومی رو از خودت نشون میدی و این یعنی دو رویی ...

این که سیاست نه فقط به معنای نحوه ی کاربست قدرت در سطح کلانه که به معنای کاربرد جزیی و شخصی قدرته. یعنی اعمال قدرت در سطح روابط فردی و شخصی. چیزی که امثال فوکو بهش می گن زیست سیاست. در کل فراموش نشه که نیچه می گه هر گونه کنشی از انسان، خواست یا اراده ی معطوف به قدرته و انسان ها همه ش می خوان به هم اعمال قدرت بکنن. نکته اما این جاست که آیا این اعمال قدرت حتی در یک رابطه ی دوستانه و در سطح عمیق تر عاشقانه هم وجود داره یا نه؟ به نظر من که نباید وجود داشته باشه. اگرچه متاسفانه در عمل خیلی وقتها هست و همیشه آدم ها در برابر هم اون چیزی رو به کار می برن که بهش تو فرهنگمون میگن سیاست!

ممنونم از دوستم محسن آزموده که بخشی از این نوشته از صحبتهای اوست...


بر چسب ها: سیاست، نیچه، فرهنگ، اعتقاد
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۳
 

بد نیست یه سری کارهای ساده رو سعی کنیم انجام بدیم...

بد نیست وقتی یکی تو رانندگی بهمون راه می ده یه دستی براش تکون بدیم...

بد نیست کمتر از بوق استفاده کنیم یا خیلی کوتاه در حد یه هشدار کوچیک...

بد نیست وقتی تو تاکسی یکی پیاده می شه تا بتونیم پیاده شیم ازش یه تشکر کنیم...

بد نیست تو اتوبوس وقتی یه پیرمرد یا پیرزنی سوار میشه جامون رو بهش بدیم نه اینکه خودمون رو بخواب بزنیم...

بد نیست تو تاکسی،اتوبوس،مترو و... بلند با تلفن همراهمون حرف نزنیم...

بد نیست وقتی تنه ای غیر عمد به تنمون می خوره لبخندی بزنیم و عذر خواهی طرف رو بپذیریم...

بد نیست در اوج عصبانیت کمی سکوت کنیم و تصمیم عجولانه نگیریم، جوری که همه پلهای پشت سرمون رو خراب کنیم...

بد نیست جو زده نشیم و اشتباهات افراد رو جوری تو بوق و کرنا نکنیم که طرف نابود بشه...

بد نیست بعضی موقع ها با اس ام اسی، ایمیلی،...حالی از دوستان قدیم و دورمون بپرسیم...

بد نیست تا به موقعیتی از لحاظ مالی،کاری،علمی و ... دست پیدا می کنیم جوری رفتار نکنیم که مصداق مثل "تازه به دوران رسیده" بشیم...

بد نیست گاه گاهی پای صحبت و درد و دل خانواده، پدربزرگی، مادربزرگی، دوستی، رفیقی، همکاری بشینیم هر چند تکراری باشه، هر چند کاری ازمون برنیاد...

بد نیست تو کار هم فضولی نکنیم و به عقاید هم، به حریم خصوصی هم، احترام بگذاریم و از بودن با هم لذت ببریم...

و اینکه

بد نیست نگاه های هم رو جدی بگیریم...


بر چسب ها: احترام، اعتقاد، حریم، نگاه
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱۳
 

نمی دونم شما تا چه حد به چشمِ شور عقیده دارید اما من تا حدی بهش اعتقاد پیدا کردم مخصوصا این چند هفته اخیر. کلا این مطلب چند وقتی هست که تو بین اطرافیان ما همش در موردش صحبت میشه مثلا میگن فلانی چشمش شوره و یکی از چشمهایی که زده رو تعریف میکنن. منم اولش به این چیزها میخندیدم اما خدایی این یه هفته قبل اتفاقهایی پیش اومده که کلی تعجب کردم و البته حسابی هم شاکی شدم...

یکیش همین هفته پیش بود چند تا از اقوام شام مهمان ما بودن تو اون بین یه نفرشون گفت " اِ این ماهیهاتون هنوز از عید زنده هستن؟ چه خوب موندن..." به یه روز نکشید که یکی از این ماهیهای بیچاره مُرد. ناراحتآخه این حیوان بنده خدا چی گناهی داره...عصبانیای خداااااا....کلافه یکی دیگه هم این عینک آفتابی ما بود که تا یه بنده خدایی ازش تعریف کرد به چند ساعت نرسید که از کف ماشین به حالت له شده برداشتمش... منتظر

البته این هم هست که میگن اگه به یه موضوعی زیادی حساس بشی و توجه کنی برات اتفاق میافته. والا خودمم موندم...نظر شما چیه؟


بر چسب ها: چشم شور، ماهی، عینک، اعتقاد
نظرات ()