نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳
 

اینبار نیز سفر در غالب مأموریت بود. اگر چه کوتاه و مختصر اما بد ندونستم یکسری جاها و نکاتی که تو این چند روز سفر دیده بودم براتون بنویسم.

سه شنبه صبح همراه چند تا از همکارام به سمت استانبول با پرواز اطلس جت حرکت کردیم. هتل ما The Parma در نزدیکی میدان تقسیم (Taksim) (حدود 100 متری) بود. هتلی 4 ستاره اما بسیار تمیز و مرتب. روز اول رو به دلیل اینکه فرداش امتحان داشتیم بیشتر در هتل گذروندیم و درس خوندیم و فقط برای ناهار و شام بیرون رفتیم. در اطراف میدان تقسیم انواع اقسام مغازه ها، رستوران ها، کافی شاپ ها و صرافی ها وجود دارن. یکی از معروف ترین خیابانهای اونجا خیابان استقلاله. خیابانی که انواع برند های پوشاک، فست فود ها و کافی شاپ ها در اونجا هستند و در تمامی ساعات شبانه روز مخصوصا در شبها مملو از جمعیته.

روز دوم برای آزمونی که داشتیم به محله Bakirkoy در نزدیکی فرودگاه آتاترک رفتیم. بعد از امتحان که خدا رو شکر با موفقیت انجام شد و همگی قبول شدیم در اون منطقه چرخی زدیم. مرکز خرید Carousel رو دیدیم و کوچه پس کوچه هایی که پر از مغازه های مختلف بود یه جورایی شبیه خیابونهای برلن و رفاهی تهران. میدان جمهوری در نزدیکی اونجاست که با توجه به اینکه بسیار خسته بودیم نشد بهتر اونا رو ببینیم اما با توجه به صحبتهای بعضی از دوستام که بعد از برگشتم شنیدم اینجور به نظر میرسه که جاها و مغازه های دیدنی بیشتری داره.

عصر روز دوم از طریق مترو که در وسط میدون تقسیم است به مرکز خرید جواهیر (Cevahir) رفتیم. استفاده از مترو را حتما بهتون توصیه میکنم چون هم در ترافیکهای خیابانهای استانبول وقتتون تلف نمیشه، هم اینکه با ارقام بالای تاکسیمترهای تاکسی های اونجا مواجه نمیشین. قیمت بلیط مترو 4 لیره که از طریق دستگاه های مخصوصی که اونجاست ژتون تهیه میکنید و خیلی راحت وارد مترو میشین. برای رفتن به مرکز خرید جواهیر باید در ایستگاه مجیدیه کوی (Sisi-Mecidiyekoy) پیاده بشین. مرکز خریدی بزرگ که اکثر مارک های پوشاک در اونجا هستند. اما طبیعتا بجز چند برند، قیمتهای بقیه به پول ما بالاست.

روز سوم رو به بازدید از جاهای دیدنی و معروف استانبول گذروندیم. با توجه به اطلاعاتی که همکارم از بخش توریستی هتل گرفته بود متوجه شدیم چند منطقه تاریخی در نزدیکی هم هستند و میتونیم همه رو در چندین ساعات ببینیم.

اکثر جاها رو 4-5 نفره میرفتیم و برای همین تونستیم با تاکسی با قیمتی مناسب به ایاصوفیه بریم. کرایه تاکسی از میدون تقسیم تا ایاصوفیه در حدود 25-30 لیر است. نکته ای که در خصوص تاکسی ها باید اشاره کنم اینه که درآمد اصلی راننده تاکسی ها از توریسته. اگرچه عنوان می کنند که از تاکسیمتر استفاده می کنند اما چون شما مسیر رو نمیدونید امکان داره از مسیر طولانی تر و پر ترافیک تر شما رو برسونن و نتیجتا کرایه بالایی ازتون بگیرن. برای همین توصیه میکنم که از هتلتون بخواهید که براتون تاکسی بگیره و حدود قیمتشو تا مقصد بپرسید و اگر در بیرون هتل خواستید تاکسی بگیرید حتما حتما باهاش قیمت رو طی کنید.

اولین جایی رو که دیدیم مسجد ایاصوفیه بود. مسجد ایاصوفیه یا حاجیاصوفیا یا ایاصوفیه (Ayasofya) در سال 532 میلادی در دوره امپراطوری بیزانس به فرمان امپراطور کنستانتین اول بنا شد. در محل مسجد در ابتدا کلیسایی وجود داشت که اکنون اثری از آن به جای نمانده است. این کلیسا در زمان ساخت ایاصوفیا محل عبادت مسیحیان بود تا که ساختمان به بهره برداری رسید. در ژانویه سال 532 میلادی شورشی بزرگ در استانبول بین ساکنان شهر شروع شد که خسارات فراوانی را به شهر وارد کرد؛ که احتمالأ مصیبت بارترین آنها آتش زدن کلیسای ایاصوفیا و نابودی تقریبأ کامل این بنای زیبا بود. در فوریه سال 532 امپراطور جاستینیان اول دستور ساخت مجدد این کلیسا را از بهترین مواد ممکن داد و در سال 562 این کلیسا به روی مسیحیان گشوده شد. پس از تصرف استانبول توسط ترکهای آتامان در سال 1453, سلطان محمد دوم دستور داد کلیسای ایاصوفیا را به مسجد تبدیل کنند و در آن اولین خطبه نماز جمعه را بر پا کردند. سپس لوحه هایی دور تا دور سقف ایاصوفیه نصب شد که در آن نام الله , محمد , ابوبکر , عمر , عثمان , علی, حسن و حسین نوشته شده بود. پس از اینکه ترکیه به جمهوری تبدیل شد و مصطفی کمال آتاتورک به حکومت رسید؛ دستورداد تا ایاصوفیا به موزه تبدیل شود و تا امروز به همین صورت باقی مانده است و سالیانه جهانگردان زیادی را به سمت خودجذب میکند. ارتفاع گنبد بزرگ این مسجد از سطح زمین 55 متر و قطر آن 31 متر میباشد. بلیط ورودی ایاصوفیه 30 لیره و متناسب با موزه هایی که بخواهید بازدید بکنید باید بلیطهای دیگری نیز خریداری بکنید.

در روبروی درب ایاصوفیه در فاصله ای 300-400 متری نمایی بسیار زیبا رو میتونید ببینید که مربوطه به مسجد سلطان احمد (Sotan ehmed) می باشد. مسجد آبی یا همان مسجد سلطان احمد، در استانبول، یکی از زیباترین مساجد دنیا و از نمونه‌های منحصر به‌ فرد و شگفت‌انگیز معماری دوره امپراتوری عثمانی به‌شمار می‌آید.این مسجد به‌دلیل به‌کار رفتن کاشی‌های آبی رنگ در طراحی داخلی به نام مسجد آبی شناخته شد. سلطان احمد اول در سال 1609 میلادی دستور ساخت این مسجد را داد تا بالاخره هفت یا نه سال بعد، این بنای باشکوه تکمیل شود. ساختار این مسجد شبیه مکعب است و فضای بیرونی آن را مجموعه‌ای از گنبدها و شبه‌گنبدها پوشانده که با یک هارمونی زیبا چشم را به سمت انتهای گنبد اصلی هدایت می‌کنند.گرداگرد قسمت پایینی صحن مسجد با 20هزار کاشی سرامیک دست‌ساز تزیین شده و بیش از ۲۰۰ پنجره نور خورشید را به درون صحن اصلی منتقل می‌کنند، گرچه برای روشن کردن فضای داخلی و نورپردازی آن، از لوسترهای بزرگی نیز استفاده می‌شود. صحن این مسجد طوری طراحی شده که همه جمعیت نمازگزار بتوانند امام جماعت را ببینند و صدایش را بشنوند. این مسجد به عمد در مقابل عمارت ایا صوفیا ساخته شده تا نشان دهد که معماران عثمانی و مسلمان می‌توانند رقبای سرسختی برای اجداد مسیحی خود باشند. با این وجود، معمار نتوانسته قبه‌هایی بزرگتر از قبه عمارت ایا صوفیا بسازد و به همین دلیل تلاش کرده با تنظیم دقیق موقعیت قبه‌ها، شبه قبه‌ها و مناره‌ها جلوه‌ای زیبا را پدید آورد. علی‌رغم تلاش معمار، ابعاد ساختمان کوچکتر از ابعاد عمارت ایا صوفیا است که این مساله سلطان احمد را بسیار خشمگین کرد. بنابراین دو عمارت آثار تاریخی و معماری بسیار ارزنده‌ای هستند که جلوه‌ای منحصربه‌فرد را به این بخش از شهر می‌دهند.

نکته جالب توجه این بود که تمامی توریست ها برای ورود به این مسجد میبایست حجاب را رعایت می کردند و برای همین در درب ورودی مسجد جامه و روسری ای به هر یک از توریست ها داده می شد و در بازگشت جمع آوری می کردند.

در نزدیکی ایاصوفیه محل تاریخی دیگری نیز وجود داشت به نام قصر یئره باتان(Yerebatan Sarnici).قصر یئره باتان (باسیلیکا سیسترن-Basilica Cistern) که در زیرزمین قرار دارد بزرگترین منبع ذخیره آب استانبول بوده که در سال 534 ساخته شده است. قصر موزه یئره باتان آب قصرهای توپ کاپی و قصر بزرگ را فراهم میکرده است. این قصر وسعتی حدود 9800 مترمربع دارد و ظرفیت آب آن 80 هزار مترمکعب است. ضخامت دیوارهای قصر 5 متر می باشد و در آن 366 ستون ماربل و گرانیت بصورت 28 ستون و 12 سطر قرار گرفته است. یکی از این ستون ها ستون اشک نام داره که طرحش با بقیه اندکی متفاوته. توضیحی که براش نوشته بودن حوضچه آرزوها (Wish Pool) بود و کف اون پر از سکه بود. اینجور به نظر می­رسید همانند حوض حمام فین کاشان هر کسی سکه در این حوضچه بیندازه آرزوش برآورده می شه.

دو ستون دیگر از ستون ها هم طرحی متفاوت داشتند. سرستون هایی که در قسمت پایین ستون و بصورت برعکس یودند و مربوط به سر مودسا یا مودزا یکی از اسطوره های یونان می شوند. اما دلیل اینکه چرا سرهای مدوزا پایین و برعکس است را اینگونه عنوان میکنند که به اعتقاد مردم آن زمان هر که به او نگاه می کرده است به سنگ تبدیل می شده است. نظریه دیگر معتقد است که کنستانتینوپل تحت حمله دشمن بوده و این باسیلیکا سیسترن هرچه زودتر باید آماده میشده است و مهم نبوده این سنگهای آورده شده حتما بالا باشد. قیمت بلیط این آثر تاریخی 20 لیر بود.

بعد از دیدن قصر یئره باتان به سمت سرای توپکاپی (Topkapi) رفتیم که از اونجا تقریبا 10دقیقه پیاده روی داشت. سرای توپکاپی یا همان کاخ سلاطین عثمانی در نزدیکی تنگه بسفر  و در محل اتصال خلیج شاخ طلایی و دریای مرمره قرار گرفته است. این کاخ متعلق به قرن 15 تا 19 میلادی است و دوران امپراتوری عثمانی است. کاخ توپکاپی در سال 1453 توسط سلطان محمد فاتح ساخته شده است. خود سلطان محمد تا سال 1481 در آن زیسته است. این کاخ در حدود 400 سال در محل زندگی سلاطین و دولتمردان عثمانی بوده و دارای باغ بسیار باشکوهی است. در سمت راست کاخ درختان سرو قرار گرفته است و مطبخ های کاخ نیز در این سمت جای گرفته اند. امروزه از این محل به عنوان نمایشگاهی از مجموعه های کریستال ، نقره و ظروف چینی که مربوط به دوره امپراتوری عثمانی است استفاده می شود. در قسمت چپ کاخ حرمسرا قرار دارد. در این بخش همسران و فرزندان سلاطین در انزوا زندگی می کرده اند. سومین بخش کاخ نیز شامل سالن اجتماعات ، کتابخانه احمد سوم ، نمایشگاهی از لوازم شخصی سلاطین و خانواده سلطنتی جواهرات بسیار مشهور و قیمتی و نیز مجموعه ای از دست نوشته ها می باشد. جالب است بدانید موزه کاخ توپکاپی با داشتن بیش از دویست هزار سند و هشتاد و شش هزار کتاب و بیست سالن مملو از شاهکارهای نفیس تاریخی، یکی از بزرگ ترین موزه های جهان به شمار می رود. این کاخ سال های سال محل اقامت سلاطین عثمانی بوده. این موزه سه حیاط اصلی دارد که از سه دروازه شامل باب همایون باب الاسلام و باب السعاده است. می توان داخل آن شد. در این موزه پوشاک سلاطین، آثار ارزشمند متعلق به کاخ های سلطنتی از جمله تخت نادرشاه و تابلوهای نفیس نقاشی و جواهرات و مینیاتورهای ارزشمند از جمله شاهنامه فردوسی وجود دارد.

این قصر در میان قرون وسطی و زمان معاصر قرار دارد و می تـــــــــواند نشانگری از پیشینه دور دست معماری قصر سازی رومی وبیزانسی و اسلامی باشد . این قصر چه از نظر حجم موزه ها و تالارها چه از نطر اهمیت اشیای گران قدرش از مهمترین موزه های جهان و مهمترین و مقدس ترین موزه موزه جهان اسلام است و بیش 86 هزار شی ارزشمند دارد و خود قصر که نمیتوان بهایی برایش گذاشت. و باید گفت که اهمیت دیگر آن به خاطر کیفیت آثار آن است بخصوص اشیای پیامبران، امامان و عمر و ابوبکر با حساسیت فوق العاده نگهداری میشود.

در روز آخر هم از جزیره بیوک آدا (Buyukada) دیدن کردیم. از طریق تاکسی با 20-25 لیر به بندر Kabatas رفتیم از اونجا با کشتی با یک بلیط 6 لیری به سمت جزیره بیوک آدا رفتیم. بیوک آدا یا جزیرهٔ پرنس بزرگترین جزیره از بین نه جزیره اطراف استانبول در دریای مرمره است. در این جزیره عبور و مرور وسایل نقلیه موتوری به غیر از خودروهای عمومی مانند پلیس و شهرداری ممنوع است، و عبور و مرور بیشتر توسط دوچرخه یا درشکه‌هایی که توسط اسب کشیده میشوند، انجام میشود. برای چرخ در جزیره بهتره درشکه رو انتخاب کنید چون برخلاف دوچرخه انرژی ای از شما نمیگیره و خسته نمیشین. برای گردش 75 دقیقه ای حدود 80 لیر و برای گردش 45دقیقه ای حدود 60 لیر کرایه می گرفتن. تمامی مسیر پر از ویلاهای مختلف با انواع نماهای زیبا و دیدنی بود. اواسط مسیر در ناحیه جنگلی ای توقف کوتاهی خواهید داشت و مجددا به محل اولیه برخواهید گشت. صرف غذا در رستوران های ساحلی رو بهتون حتما پیشنهاد میدم. مخصوصا غذاهای کبابی و دریایی. 

در نهایت عصر روز چهارم به استانبول و در آخر شب به تهران بازگشتیم.

 


نظرات ()
 
 
 
 

سفر من و همسرم در ظهر پنجشنبه به مقصد آنتالیا آغاز شد. پرواز ما به فرودگاه شهر اسپارتا در حدود 180 کیلومتری شمال غربی آنتالیا بود. در فرودگاه سلیمان دمیرل که پیاده شدیم نه از صرافی خبری بود و نه اتوبوس خاصی برای رفتن به آنتالیا. با چند راهنمای تور ایرانی صحبت کردیم تا بالاخره یکی از آنها با مسئول تور صحبت کرد و با ٩٠ دلار ما را به آنتالیا برد.

بعد از ٣ساعت به مرکز شهر رسیدیم دوستمان یوسف منتظر ما بود تا بعد از کمی خرید به خانه‌اش که در قسمت کنیالتی Konyaalti بود برویم.

صبح روز بعد صبحانه را در یکی از کافه های مرکز صرف کردیم. سیمیت، Simit و بُرِک Borek از معروفترین غذاها در ترکیه برای صبحانه است. سپس بعد از خداحافظی از یوسف با اتوبوس به سمت قسمت آنتالیای قدیمی رفتیم. برای دیدن این بخش ابتدا باید به سمت میدان جمهوری بروید. از آنجا که به سمت دریا نگاه میکنید بافت جالبی از شهر را می بینید. کوچه هایی سنگفرش شده با عرضی کم که همه به هم متصلند و به دریا منتهی می‌شوند. مغازه های زیادی نیز در بازارچه محلی دیده می شوند که در آنها از صنایع دستی گرفته تا پوشاک و کافه و رستوران دیده می‌شوند. بافت این بخش به نوعی شبیه ماسوله خودمان است.  

به دریا که می رسید انواع کشتی ها با مدلهای مختلف دیده می‌شوند که در آنها تورهای ماهیگیری با قیمت های مختلف عرضه می شود. در کافه ای برای استراحت نشستیم و سپس به سمت میدان جمهوری از مسیری متفاوت برگشتیم. در آن حوالی به دنبال رستورانی می گشتیم که دنر کبابهای خوبی داشته باشد. به طور اتفاقی به خیابان چتر (Umbrella Street) راهنمایی شدیم، خیابانی که با چترهایی رنگارنگ مسقف شده بود و دیدنش خالی از لطف نبود. بعد از صرف ناهار به محل دیگری در همان حوالی رفتیم و در باغ یکی از دوستان چای ترکی خورده و سپس به خانه برگشتیم.

برای شام یکی از دوستان ترک زبان ما را به رستوران Mangalevi برد و در کنار تمام مخلفات برای ما غذای اصلی کوفته سفارش داد. برخلاف تصور کوفته شان بسیار خوشمزه و با قیمتی مناسب و همانند کباب تابه ای ما بود به شما پیشنهاد می دهم حتما به این رستوران سر بزنید.

روز دوم به اکواریوم آنتالیا رفتیم که به گفته محلی ها بزرگترین تونل آبی اروپاست. قیمت بلیت این آکواریوم ٢٩ دلار و در حدود ۵۵ لیر برای هر نفر بود. البته قیمت هایی که تورهای ایرانی برای مسافرانشان برای بازدید از اکواریوم و مرکز خرید اعلام کرده بودند ۶۵ دلار بود.

در نزدیکی آکواریوم مرکز خرید 5 migros واقع شده که اکثر برندها در آنجا مغازه دارند و می توانید برای خرید از آنها دیدن کنید.  البته قیمت ها با توجه به کاهش ارزش پول بسیار زیاد است.

در سومین روز سفرمان به همراه آقای دکتر و همسرش که از دوستان یوسف بودند به روستای Chakirlar در غرب آنتالیا رفتیم. در این  روستا رستورانهای محلی با تعداد زیادی کلبه هایی با ارتفاع ٢_٣ متری قرار داشت که منظره ای زیبا به وجود آورده بود. صبحانه ای محلی بسیار خوشمزه ای خوردیم که دو سه نوع غذای جالب داشت.

بازلاما نان و پنیر پیتزا.

گُزلمه Gozleme : خمیر لواش را پخته و سرخ می کنند و لایه لایه پهن میکنن و لابه لای آن را با اسفناج یا پنیر و سبزی پر می کنند و برش می زنند.

در آخر صبحانه هم کاتمر Katmar که از خمیر لواش و ارده و شیره انگور درست شده را به عنوان دسر برای ما آوردند که بسیار خوشمزه بود.

بعد از گذر از یک بازار محلی که بیشتر شامل میوه و سبزی می شد به آبشار Duden رفتیم. بلیط ورودی این آبشار ٢.۵ لیر بود. چند ساعتی گشتیم و بعد از صرف نوشیدنی ای به مرکز خرید   Erasta رفتیم. از آنجا که  دوست ما ماشین داشت برای رفت و آمد مشکلی نداشتیم وگرنه فکر نمیکنم خط اتوبوس برای این مرکز خرید وجود داشته باشد.

از روستا به خونه بازگشتیم و  چند ساعتی استراحت کردیم و پس از آن برای خرید شام به مرکز شهر رفتیم. به خاطر تظاهرات ضد دولتی خرید چند قلم بیش از حد معمول طول کشید. یکی از غذاهایی که دوست ما برای شام پیشنهاد داد کوفته خامCigköfte  بود که از گندم+رب+فلفل و ادویه جات درست شده بود. فلسفه این غذا این است که وقتی آتش به حضرت ابراهیم کارگر نشد آتش تا چند سال خاصیت خود را نداشت و مردم غذای پخته نمیتوانستند بخورند و این غذا از غذاهایی بوده که مردم میخوردند.

برای روز چهارم تور کشتی رزرو کرده بودیم. با اتوبوس به میدان جمهوری یا منطقه آنتالیای قدیم رفتیم. تور کشتی شامل ۴ ساعت گشت در دریای مدیترانه به همراه بازدید از آبشار در منطقه نزدیک لارا و ناهار بود که قیمتش ۶۵ لیر بود اما ماتوانستیم آن را با  ۴٠ لیر بگیریم.البته لازم است تاکید کنم قیمت همین تور در تورهای ایرانی 70 دلار (130 لیر) بود.

حدود ۴ عصر به ساحل برگشتیم و با توجه به آدرسی که گرفته بودیم با اتوبوس به سمت منطقه لارا و مرکز خرید تراسیتی Terra city رفتیم در آنجا خریدی انجام دادیم و به خانه برگشتیم.

روز پنجم را به استراحت در کنار ساحل دریا اختصاص دادیم. برای کرایه یه چتر و دو تخت ١٠ لیر پرداخت کردیم و برای شام هم یوسف غذای جدیدی را به ما معرفی کرد. لحمه جون Lahmaçun غذایی بسیار خوشمزه، شبیه بریونی اما با کلی مختلفات از جمله بادمجان دودی شده، سالاد، ماست و کدو، ماست و خیار، فلفل قرمز کبابی، ترشی و ...

برای روز ششم تور رافتینگ را انتخاب کردیم. در منوی تورهای ایرانی دیده بودم که نرخ این تور نفری ۴٠ تا ۵۵ دلار بود اما با یه جستجوی ساده در اینترنت، دوست ما شماره فردی به نام عدنان را پیدا کرد و با قیمت هر نفر ٢٠ دلار تور را رزرو کردیم. عدنان به زبان انگلیسی تسلط داشت و به راحتی توانستیم با او ارتباط برقرار کنیم.  

برگزار کننده تور رافتینگ در آنتالیا شرکت دالاس است. حدود ٣ ساعت طول کشید تا به محل رسیدیم. تمامی وسایل بجز کفشهای مخصوص رافتینگ شامل قیمت تور بود اما برای اجاره کفشها ١٠لیر و برای خرید ١۵لیر میبایست پرداخت می کردیم. مسیر قایق سواری در رودخانه در حدود ١۴ کیلومتری بود که در بین آن برای نهار حدود ١ساعتی توقف داشتیم. حدود ساعت ٧ نزدیک خانه پیاده شدیم.

به روز آخر سفر رسیده بودیم. وسایل مان را جمع و برای نهار برگر آبپز Wetburger رو امتحان کردیم که قابل قبول بود.

برای برگشت به فرودگاه اسپارتا به لیدری که در راه اومدن ما رو اورده بود به نام مینو تماس گرفتیم ولی متاسفانه گفتند که کمتر از ۴۵ دلار برای هر نفر نمیتونن ما رو به فرودگاه برسونن و کلی دلیل تراشیدن. اما باز هم با یه جستجو از طریق خانم آقای دکتر با ٢٠دلار برای هر نفر به فرودگاه رفتیم. و این نشون داد که خیلی از لیدرهایی که در کشورهای مختلف دم از هموطن دوستی میزنن تنها به فکر جیب خودشون هستن و برای سود خودشون به هیچ چیزی توجه نمیکنن و اهمیت نمیدهند. 

حرکت هواپیما پایان سفر ما بود.

پیشنهادها و نکته‌های سفر:

کرایه اتوبوس های درون شهری به ازای هر نفر ١.٧۵ لیره است.

هزینه تورهای گشت در دریا از 15 لیره به بالاست.

شماره عدنان برای هماهنگی های رافتینگ:

 

نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢
 

سفر دیگری به صورت زمینی اینبار ترکیه و گرجستان،سفری طولانی (4000 کیلومتر) اما بسیار خاطره انگیز و حاوی تجربیاتی مفید. قبل از اینکه این پست رو شروع کنم فقط این نکته رو عنوان کنم که در قسمت "ادامه مطلب" اطلاعات و نکات جزئی تری از سفر رو برای کسانی که قصد سفر زمینی به ترکیه و گرجستان دارن نوشتم.

"مسیر 4000 کیلومتری سفر"

خب از اینجا شروع کنم که از اواخر خرداد تاریخ سفرمون رو فیکس کردیم و به لحاظ اینکه ترکیه نیازی به اخذ ویزا نداشت تنها برای گرجستان اقدام کردیم، سال گذشته بعد از اخذ ویزای ارمنستان وقتی با سفارت گرجستان در تهران تماس گرفتیم گفته شد که ویزا تنها در مرز صادر میگردد و ما تنها به دیدن ارمنستان اکتفا کردیم اما امسال از خوش شانسی ما این امکان فراهم شده بود و ما از طریق سفارت گرجستان در تهران ویزاهامون رو گرفتیم اما حدود ١۵ روز طول کشید البته این تاخیر به خاطر عدم پرداخت به موقع هزینه ویزاها بود که در حالت عادی ١ هفته طول میکشه.

چهارشنبه شب حدودای ساعت ١٠:٣٠ شب (من و همکارام که ٢ ماشین ٢٠۶ بودیم) به سمت مرز بازرگان راه افتادیم حدودای ساعت ١٠-١٠:٣٠ صبح پنج شنبه به مرز بازرگان رسیدیم. طبق تحقیقاتی که از قبل انجام داده بودیم و از چندین وبلاگ و چند نفر از دوستان پرسیده بودیم انتظار داشتیم که حداکثر ٢ ساعت در مرز معطل بشیم اما با ترافیک شدید ماشین ها و اتوبوس ها مواجه شدیم که در این بین از اونجایی که بعضی از ما ایرانی ها هنوز با معنای واژه نوبت بیگانه هستیم و جلو زدن تو صف رو به معنای زرنگی میدونیم خیلی ها بی نوبت خودشون رو از ما جلو انداختن که این موضوع با اعتراض ما و ماشینهای عقبی مواجه شد اما حاصلی جز درگیری راننده یکی از ماشینهای عقبی با ماشینهای دیگه و در نهایت کتک کاری شدید اون دو نفر نداشت...خلاصه بگم برای کارهایی که مجموعا در ٢ تا مرز ٣٠ دقیقه نهایت ١ ساعت وقت نمیبرد ما ٧ ساعت معطل شدیم ساعت ۵:٣٠ تو خاک ترکیه بودیم که به لحاظ اختلاف ساعتی ما و ترکیه ساعتمون رو روی ۴ تنظیم کردیم و راهی شهر ترابزون شدیم...

بدلیل اینکه نمیدونستیم حداکثر سرعت تو ترکیه چقدره قرار شد با سرعت 90 تا بریم جاده تا ارزروم بسیار افتضاح بود کلی چاله چوله داشت...در شهر آگری (Agri) برای ناهار توقف کردیم، رستوران BAYRAM ALISVERIS غذای بسیار خوبی داشت. در ترکیه چند تا غذا جز غذاهای معروفشه اسکندرکباب، دونرکباب و آداناکباب.

"اسکندر کباب"

"آداناکباب"

با توجه به معطلی بیش از اندازه در مرز و سرعت کمی که رانندگی میکردیم حدود ساعت 10 به شهر ارزروم رسیدیم و ترجیح دادیم که شب رو در اونجا بمونیم. از اولین نفری که آدرس هتل خواستیم ما رو با ماشین خودش تا دم در هتل راهنمایی کرد (هتل KRAL) ازنکات جالب در شهر هایی که از ترکیه دیدیم حجاب کامل اکثر خانمهاش و همچنین داشتن مساجد زیاد و بسیار زیبا بود که همگی مساجد به سبک مسجد ایاصوفیه طراحی شده اند.

"ارزروم"

صبح جمعه حدود ساعت 10-10:15 به وقت ترکیه راهی شهر ترابزون شدیم جاده ارزروم-ترابزون به نسبت جاده مرز تا ارزروم بهتر بود به حدودای 40 کیلومتری ترابزون که رسیدیم با تغییر ناگهانی هوا مواجه شدیم چندین درجه هوا خنک تر شد و مناظره سرسبز تر شدن ... با چند توقف کوتاه ساعت 3 به ترابزون رسیدم و بعد از چند پرس و جو آخر هتل SAGIROGLU رو انتخاب کردیم.


هتل خوبی بود و در مرکز شهر بود و برای همین بعد از مستقر شدن در هتل، ماشینها رو پارک کردیم و پیاده برای صرف ناهار به رستوران رفتیم بعد ناهار سری هم به ساحل دریای سیاه زدیم که اونجا به صورت اتفاقی با شخصی به نام "حسن" آشنا شدیم مرد بسیار خونگرم و صمیمی ای بود و که به گفته خودش اصلا ترکی بود اما با خانواده اش آلمان زندگی میکرد و چند هفته ای رو برای بیماری پدرش به ترابزون اومده بود. با اصرار زیاد از ما خواست که باهاش باشیم و چند جای دیدنی رو بهمون نشون بده. سوار ماشینش شدیم و ابتدا ما رو به کوهی (اگه اشتباه نکنم به نام BOZTEPE ) برد که مشرف به شهر ترابزون بود و منظره زیبایی داشت اونجا سر هر میز یه سماور و قوری برای صرف چای قرار میدادن و خیلی جالب بود. سپس به مرکز خرید فروم FORUM رفتیم یکسری خرید کردیم و در نهایت ما رو دم هتل رسوند و واقعا مهمونوازی رو به حد اعلی رسوند.

"ساحل دریای سیاه - ترابزون"

"حسن آقا که در ترابزون حسابی به ما لطف داشت"


شنبه صبح حدود ساعت 11:30 به سمت شهر مرزی سارپSARP (مرز ترکیه-گرجستان) حرکت کردیم جاده ای به مراتب بهتر از دیگر جاده های ترکیه و زیبا، در کنار دریای سیاه...حدود ساعت  4:50 به مرز رسیدیم اونجا هم به خاطر وجود یه بازار مرزی در ترکیه (ISTAMBOL BAZAR) شلوغ بود که بعد از حدود 3 ساعت وارد خاک گرجستان شدیم ساعتها رو 1 ساعت جلو بردیم (ساعت گرجستان 30 دقیقه از ایران عقب تر میباشد) و به سمت شهر باتومی (BATUMI) که در حدود 15 کیلومتری مرز راهی شدیم. 

شهر ساحلی باتومی بسیار زیبا بود مخصوصا در شب چون اکثرا ساختمان با نورهای مختلف و رنگی نورپردازی شده بودن. که بعد مشخص شد که دولت با هزینه خودش نمای تمامی ساختمون ها رو بازسازی کرده. در باتومی از طریق یکی از دوستان با آقای ضیاءدوست آشنا شدیم که در سازمان گردشگری گرجستان کار میکرد و به نوعی تورلیدر ما شدند(که اگر کسی خواست میتونه از طریق ایمیل شمارشونو از من بگیره). ما رو به هتلی به نام(SAN"APIRO) در کنار ساحل برد که هتل بسیار زیبا و خوبی بود...شهر باتومی کاملا توریستی و دیدنی و دارای رستوران ها و کافه های بسیار زیبایی است. از غذاهای معروف گرجستان میتوان به خاچاپوری (khachapuri)، خینکالی (Khinkali)، چاناخی (Chanakhi) اشاره کرد:



"هتل شرایتون - باتومی"

"باتومی"

خاچاپوری:مواد اولیه این غذا عبارتند از آرد، تخم مرغ، پنیر و روغن.ترکیبات آن طوری است که نیازی نیست با نان یا برنج خورده شود بلکه به تنهایی انرژی و پروتئین کافی را به بدن می رساند. گرجی ها اغلب عادت ندارند که در طول روز غذای مفصلی بخورند بنابراین بسیاری از مردم به خوردن یک خاچاپوری بسنده می کنند.


چاناخی: تشکیل شده است از گوجه های درسته پخته، تکه های بادمجان، تکه های گوشت بره، فلفل سبز درشت همراه با سیر و سبزیجات.


خینکالی: خمیرهای پخته ای است که در داخل آن گوشت چرخ کرده وجود دارد. فلفل سیاه هم  در آن استفاده می شود.

ضمنا یکی از سالادهای معروف اونجا سالاد سزار بود که خیلی خوشمزه بود...


غیر از اماکن دیدنی داخل شهر باتومی در 40 کیلومتری باتومی آبشار زیبایی به نام مخونستی (MAKHUNSETI) هست که بسیار بکر و قشنگه...


از دیگر مناطق دیدنی باتومی، "باغ ملی" (National Park-Garden) بود که در اونجا انواع اقسام درختان و گیاهان از تمامی نقاط جهان وجود داره..باغی سرسبز و دیدنی.

"نمایی از دریای سیاه - باتومی از باغ ملی"

در حدود 4 روز در باتومی بودیم و چهارشنبه حدود ساعت ١١:١٠به وقت محلی به سمت تفلیس پایتخت گرجستان راهی شدیم. با اینکه مسیر جوری بود که از دریا فاصله میگرفتیم اما کماکان سرسبزی و زیبایی خودش رو به همراه داشت...


در مسیر تفلیس از شهر گُری (GORI) عبور کردیم و بسیار گذرا این شهر رو هم دیدیم. گُری زادگاه استالین بوده است و در حال حاضر در آن موزه ای از وسایل، میز کار و زندگی او در اونجا وجود داره، حتی عنوان میشد قطاری که استالین با اون به ایران آمده بود نیز در بخشی از شهر به نمایش گذاشته شده...آخرین مجسمه استالین هم چندین روز پیش از رسیدن ما از یکی از میدان های شهر برداشته شده و به موزه انتقال پیدا کرده بود که ما تنها آخرین بقایای مجسمه رو شاهد بودیم...

"مجسمه ای در شهر گُری"

"میدانی که تا چندی قبل مجسمه استالین در اونجا بوده"

حدود ساعت ٧ وارد تفلیس شدیم... از طریق GPS و نقشه ای که همراه داشتیم با کلی بساط چند تا هتلی رو که قبلا از آقای ضیاءدوست و دیگر دوستان پرسیده بودیم رو پیدا کردیم که نهایتا هتل VIP VICTORIA رو انتخاب کردیم که به لحاظ اینکه نقدا میخواستیم پول هتل رو پرداخت کنیم تخفیف خوبی برای ما قائل شد ( اتاق 2 نفراش 80 دلار).


"تفلیس"

شهر تفلیس هم شهر زیبایی بود که در ابتدا کلیساهای زیاد در سبکهای مختلف معماری و همچنین مجسمه های فراوان توجه آدم رو به خودشون جلب میکنن...در تفلیس برای خلاف باتومی تیپها و لباس های مردم رسمی تر هست و اکثرا هم محلهای تاریخی برای دیدن داره تا طبیعت...

از جمله این مناطق میتوان به کلیسای بسیار دیدنیه سامبا (SAMEBA) اشاره کرد و طراحی بسیار زیبا و خاص که فوق العاده برای گرجستانی ها مقدس و قابل احترامه.

"کلیسای سامبا"

یکی دیگر از کلیساهای تفلیس کلیسای متخی (METEKHI) که تقریبا مشرف به شهر میباشد.

یکی از دیگر بناهای شهر تفلیس "نارین قلعه" میباشد که از بالای آن میتوان کل شهر تفلیس رو مشاهده کرد این بنا به همراه حمامهای گوگردی زیبایش و همچنین مسجد جمعه ( تنها مسجد فعال مسلمانان در گرجستان) از دوران شاه عباس صفوی در تفلیس ساخته شده است.

شهر تفلیس چندین دریاچه در اطراف خودش داره که یکی از اونها دریاچه لاک پشت هاست که دیدن اونجا و طبیعتش خالی از لطف نیست.

"دریاچه لاک پشت ها"

از دیگر قسمت های تفلیس میتوان به منطقه OLD TOWN اشاره کرد که در آنجا نمای قدیمی شهر تفلیس قابل مشاهده هست...

"کلیسایی در قسمت قدیمی شهر تفلیس"

بعد از 2-3 روز گشت و گذار در تفلیس شنبه ساعت 8:30 راهی مرز پسوف ( مرز گرجستان و ترکیه) شدیم. طبیعت نزدیک به مرز چه در گرجستان چه در ترکیه واقعا زیبا بود که هر چه از قشنگیش بگم کمه...سعی میکنم با عکسها گوشه ای از این زیبایی رو بهتون نشون بدم...

 این رو هم اضافه کنم که مرز پسوف بسیار خلوت بود جوری که ما در عرض 15-20 دقیقه این مرز رو رد کردیم...گفته میشه این مرز تا حدودهای ساعت 6-7 به وقت گرجستان باز هست.


بعد از پشت سر گذاشتن جاده ای کوهستانی و سرسبز دوباره وارد یکی دیگر از جاده های افتضاح ترکیه شدیم جاده ای که ما رو به سمت شهر کارز (KARS) راهی میکرد. شاید اگه کلا لفظ جاده رو به کار براش نبرم بهتر باشه.

در شهر کارز برای ناهار توقف کردیم و سپس راهی مرز بازرگان شدیم...حوالی ساعت ١٠- ١٠:١۵ شب به ایران رسیدیم و با چند ساعتی استراحت، یکشنبه ظهر تهران بودیم...و باز باید بگم که سفر بسیار خوب و حاوی تجربیات مفید و ارزنده ای بود...

ضمنا همونطور که گفتم در قسمت ادامه مطلب یک سری نکات برای افرادی که قصد سفر به ترکیه و گرجستان رو دارند نوشتم که میتونید ملاحظه بفرمایید...


نظرات ()