نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٦
 

این روزها دور برت پراند آدمهایی که در کارت دخالت میکنن در مورد داشته هات نظر می دن، در مورد علایقت اظهار نظر میکنن و در مورد کسانی که باهاشون ارتباط داری فضولی...به خودشون حق می دن که وارد خصوصی ترین موارد زندگیت بشن و عقایدشون رو بهت تحمیل کنن... کاری میکنن که تو، شعاع اعتمادت، ارتباطاتت، مکالماتت و ... رو نسبت به آدمهای دور و برت کم کنی...

سخته تو همچین جامعه ای زندگی کردن... اما من خیلی وقته که تصمیم گرفتم حرف این آدمها کلا حساب نکنم و جدی نگیرم و اونها رو از زندگیم حذف کنم. چون دیگه خستم از نصیحت کردن و تذکر دادن به این افراد که بابا جان به حریم خصوصی هم احترام بگذاریم. هر چند نمیشه گفت 100% موفق بودم ولی دارم به مرور این کار رو انجام میدم...

من شعاع دایره دوستیم، اعتمادم، ارتباطاتم و ... رو کم نمی کنم ولی اینجور افراد رو از اون دایره میندازم بیرون حالا چه می خواد فامیل باشه، چه دوست، چه همکار، چه همکلاسی و چه آشنا ...

شمام هم این کار رو بکنید چون یه جایی میرسه که ذهنتون اینقدر مغشوش میشه که مجبور میشید خشک و تر رو با هم بسوزونید ...

نتیجه این کار اینه که میتونید وقت بیشتری برای کسی یا کسانی اختصاص بدید که از بودن با اونها لذت میبرینو انرژی می گیرین... کسی یا کسانی که همیشه شما رو بسوی پیشرفت سوق میدن نه پسرفت...


بر چسب ها: دایره، اعتماد، زندگی، حریم
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۳
 

بد نیست یه سری کارهای ساده رو سعی کنیم انجام بدیم...

بد نیست وقتی یکی تو رانندگی بهمون راه می ده یه دستی براش تکون بدیم...

بد نیست کمتر از بوق استفاده کنیم یا خیلی کوتاه در حد یه هشدار کوچیک...

بد نیست وقتی تو تاکسی یکی پیاده می شه تا بتونیم پیاده شیم ازش یه تشکر کنیم...

بد نیست تو اتوبوس وقتی یه پیرمرد یا پیرزنی سوار میشه جامون رو بهش بدیم نه اینکه خودمون رو بخواب بزنیم...

بد نیست تو تاکسی،اتوبوس،مترو و... بلند با تلفن همراهمون حرف نزنیم...

بد نیست وقتی تنه ای غیر عمد به تنمون می خوره لبخندی بزنیم و عذر خواهی طرف رو بپذیریم...

بد نیست در اوج عصبانیت کمی سکوت کنیم و تصمیم عجولانه نگیریم، جوری که همه پلهای پشت سرمون رو خراب کنیم...

بد نیست جو زده نشیم و اشتباهات افراد رو جوری تو بوق و کرنا نکنیم که طرف نابود بشه...

بد نیست بعضی موقع ها با اس ام اسی، ایمیلی،...حالی از دوستان قدیم و دورمون بپرسیم...

بد نیست تا به موقعیتی از لحاظ مالی،کاری،علمی و ... دست پیدا می کنیم جوری رفتار نکنیم که مصداق مثل "تازه به دوران رسیده" بشیم...

بد نیست گاه گاهی پای صحبت و درد و دل خانواده، پدربزرگی، مادربزرگی، دوستی، رفیقی، همکاری بشینیم هر چند تکراری باشه، هر چند کاری ازمون برنیاد...

بد نیست تو کار هم فضولی نکنیم و به عقاید هم، به حریم خصوصی هم، احترام بگذاریم و از بودن با هم لذت ببریم...

و اینکه

بد نیست نگاه های هم رو جدی بگیریم...


بر چسب ها: احترام، اعتقاد، حریم، نگاه
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۱
 

این موضوعی که ذهنمو مشغول کرده نه تنها تو زندگیه خودم بلکه تو زندگیه خیلی ها میبینم...یه نگاه به خودمون بکنیم هر چقدر هم بگیم ما کاری به حرف دیگران نداریم اما به هر حال یه سری کارامون متاثر از حرف دیگران و نظراتشون میشه...همین میشه که تو جامعه ما مثله «امان از حرف مردم» یا خیلی مثلهای دیگه باب میشه...

تو رو خدا یکم به عقاید هم احترام بگذاریم

تو رو خدا جوری رفتار نکنید که افراد مجبور بشن خود واقعیشون رو ازمون پنهان کنن

تو رو خدا کاری نکنید که تظاهر کردن جایگزین صداقت بشه

تو رو خدا یکم به حریم هم احترام بگذاریم، برای حد و مرزهای هم ارزش قائل باشیم، کمتر دخالت کنیم تو کارای هم...

تو رو خدا کمک فکری یا توصیه کردن رو با دخالت کردن اشتباه نگیریم

بنده استداعا دارم...بنده تقاضامندم...بنده خواهشمندم...نیشخندچشمک


بر چسب ها: عقاید، دخالت، حریم، احترام
نظرات ()