بد نیست یه سری کارهای ساده رو سعی کنیم انجام بدیم...
بد نیست وقتی یکی تو رانندگی بهمون راه می ده یه دستی براش تکون بدیم...
بد نیست کمتر از بوق استفاده کنیم یا خیلی کوتاه در حد یه هشدار کوچیک...
بد نیست وقتی تو تاکسی یکی پیاده می شه تا بتونیم پیاده شیم ازش یه تشکر کنیم...
بد نیست تو اتوبوس وقتی یه پیرمرد یا پیرزنی سوار میشه جامون رو بهش بدیم نه اینکه خودمون رو بخواب بزنیم...
بد نیست تو تاکسی،اتوبوس،مترو و... بلند با تلفن همراهمون حرف نزنیم...
بد نیست وقتی تنه ای غیر عمد به تنمون می خوره لبخندی بزنیم و عذر خواهی طرف رو بپذیریم...
بد نیست در اوج عصبانیت کمی سکوت کنیم و تصمیم عجولانه نگیریم، جوری که همه پلهای پشت سرمون رو خراب کنیم...
بد نیست جو زده نشیم و اشتباهات افراد رو جوری تو بوق و کرنا نکنیم که طرف نابود بشه...
بد نیست بعضی موقع ها با اس ام اسی، ایمیلی،...حالی از دوستان قدیم و دورمون بپرسیم...
بد نیست تا به موقعیتی از لحاظ مالی،کاری،علمی و ... دست پیدا می کنیم جوری رفتار نکنیم که مصداق مثل "تازه به دوران رسیده" بشیم...
بد نیست گاه گاهی پای صحبت و درد و دل خانواده، پدربزرگی، مادربزرگی، دوستی، رفیقی، همکاری بشینیم هر چند تکراری باشه، هر چند کاری ازمون برنیاد...
بد نیست تو کار هم فضولی نکنیم و به عقاید هم، به حریم خصوصی هم، احترام بگذاریم و از بودن با هم لذت ببریم...
و اینکه
بد نیست نگاه های هم رو جدی بگیریم...
این موضوعی که ذهنمو مشغول کرده نه تنها تو زندگیه خودم بلکه تو زندگیه خیلی ها میبینم...یه نگاه به خودمون بکنیم هر چقدر هم بگیم ما کاری به حرف دیگران نداریم اما به هر حال یه سری کارامون متاثر از حرف دیگران و نظراتشون میشه...همین میشه که تو جامعه ما مثله «امان از حرف مردم» یا خیلی مثلهای دیگه باب میشه...
تو رو خدا یکم به عقاید هم احترام بگذاریم
تو رو خدا جوری رفتار نکنید که افراد مجبور بشن خود واقعیشون رو ازمون پنهان کنن
تو رو خدا کاری نکنید که تظاهر کردن جایگزین صداقت بشه
تو رو خدا یکم به حریم هم احترام بگذاریم، برای حد و مرزهای هم ارزش قائل باشیم، کمتر دخالت کنیم تو کارای هم...
تو رو خدا کمک فکری یا توصیه کردن رو با دخالت کردن اشتباه نگیریم
بنده استداعا دارم...بنده تقاضامندم...بنده خواهشمندم...

١- چرا خیلی از ما ها تو این جامعه احترام به عقاید و نظرات هم رو بلد نیستیم؟چرا احساس میکنیم که نظراتمون همیشه درست ترین و صحیح ترینه؟ تا حالا چقدر به نظر طرف مقابلمون احترام گذاشتیم؟ حالا این طرف مقابل از خانواده و همسر گرفته تا دوست و همکار و آشنا و غریبه...
ببخشیدا یکم تند شروع کردم اولشو
اما تو این چند وقته اینقدر از این جور موارد دیدم که حسابی شاکیم کرده. به خودمون این اجازه رو میدیم که تو هر مسئله و هر موضوعی که مربوط به طرف مقابلمون میشه دخالت و اظهارنظر کنیم.حالا این موضوعات بعضی مواقع وقتی تو مسائل دینیه که با عنوان امر به معروف و اینا توجیه میشه و یا تو موضوعات دیگه هست که به عناوین مختلف تفسیرش میکنیم و این اجازه رو برای خودمون صادر میکنیم. خیلی مواقع هم دخالت کردن و مشورت دادن رو باهم قاطی میکنیم.
کاش یکم سعی کنیم بیشتر به هم و به حد و مرزهایی که نسبت به هم داریم احترام بگذاریم.یاد بگیریم که عقیده هر کسی برای خودش محترمه...
٢- فرهنگ!!فرهنگ؟؟آره فرهنگ. واژهء غریبی فکر کنم اونم تو این دوره و زمونهء ما. اومدیم تو ثبت طولانی ترین ساندویچ جهان رکورد بزنیم بجاش تو ثبت سریعترین حمله به غذا و بی فرهنگترین روش غذا خوردن رکورد زدیم. آخه خدایی یه چند لقمه ساندویچ مجانی ارزش اینو داره که تو کلی سایتهای معتبر اونجوری در موردمون بنویسن؟ هر جا یه غذای مجانی دیدیم باید خودمونو خفه کنیم؟ (عکس رو ببینید خودتون قضاوت کنید تازه این عکس خوبه بقیه که...
)حداقل اجازه میدادید ثبت میکردن این رکورد ساندویچ رو بعد میخوردید

تو یکی از این وبلاگها نوشته بود کاش به جای"نظافت نیمی از ایمان است" میگفتن " فرهنگ نیمی از ایمان است" اما نظافت رو چقدر رعایت کردیم که بخوایم با اون جمله فرهنگ داشته باشیم.
شاید بگید دوباره دارم خودشو ناراحت میکنم
اما باور کنید هممون با این موضوعات بارها در کل روز مواجه هستیم.من که سعی کردم تو اینجور موارد از خودم شروع کنم و کارهای خودمو اصلاح کنم امیدوارم که همه هم همینطور باشن.