نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۳
 

بد نیست یه سری کارهای ساده رو سعی کنیم انجام بدیم...

بد نیست وقتی یکی تو رانندگی بهمون راه می ده یه دستی براش تکون بدیم...

بد نیست کمتر از بوق استفاده کنیم یا خیلی کوتاه در حد یه هشدار کوچیک...

بد نیست وقتی تو تاکسی یکی پیاده می شه تا بتونیم پیاده شیم ازش یه تشکر کنیم...

بد نیست تو اتوبوس وقتی یه پیرمرد یا پیرزنی سوار میشه جامون رو بهش بدیم نه اینکه خودمون رو بخواب بزنیم...

بد نیست تو تاکسی،اتوبوس،مترو و... بلند با تلفن همراهمون حرف نزنیم...

بد نیست وقتی تنه ای غیر عمد به تنمون می خوره لبخندی بزنیم و عذر خواهی طرف رو بپذیریم...

بد نیست در اوج عصبانیت کمی سکوت کنیم و تصمیم عجولانه نگیریم، جوری که همه پلهای پشت سرمون رو خراب کنیم...

بد نیست جو زده نشیم و اشتباهات افراد رو جوری تو بوق و کرنا نکنیم که طرف نابود بشه...

بد نیست بعضی موقع ها با اس ام اسی، ایمیلی،...حالی از دوستان قدیم و دورمون بپرسیم...

بد نیست تا به موقعیتی از لحاظ مالی،کاری،علمی و ... دست پیدا می کنیم جوری رفتار نکنیم که مصداق مثل "تازه به دوران رسیده" بشیم...

بد نیست گاه گاهی پای صحبت و درد و دل خانواده، پدربزرگی، مادربزرگی، دوستی، رفیقی، همکاری بشینیم هر چند تکراری باشه، هر چند کاری ازمون برنیاد...

بد نیست تو کار هم فضولی نکنیم و به عقاید هم، به حریم خصوصی هم، احترام بگذاریم و از بودن با هم لذت ببریم...

و اینکه

بد نیست نگاه های هم رو جدی بگیریم...


بر چسب ها: احترام، اعتقاد، حریم، نگاه
نظرات ()
 
 
 
نویسنده : روح الله هاشمى طاهرى - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱۳
 

نمی دونم شما تا چه حد به چشمِ شور عقیده دارید اما من تا حدی بهش اعتقاد پیدا کردم مخصوصا این چند هفته اخیر. کلا این مطلب چند وقتی هست که تو بین اطرافیان ما همش در موردش صحبت میشه مثلا میگن فلانی چشمش شوره و یکی از چشمهایی که زده رو تعریف میکنن. منم اولش به این چیزها میخندیدم اما خدایی این یه هفته قبل اتفاقهایی پیش اومده که کلی تعجب کردم و البته حسابی هم شاکی شدم...

یکیش همین هفته پیش بود چند تا از اقوام شام مهمان ما بودن تو اون بین یه نفرشون گفت " اِ این ماهیهاتون هنوز از عید زنده هستن؟ چه خوب موندن..." به یه روز نکشید که یکی از این ماهیهای بیچاره مُرد. ناراحتآخه این حیوان بنده خدا چی گناهی داره...عصبانیای خداااااا....کلافه یکی دیگه هم این عینک آفتابی ما بود که تا یه بنده خدایی ازش تعریف کرد به چند ساعت نرسید که از کف ماشین به حالت له شده برداشتمش... منتظر

البته این هم هست که میگن اگه به یه موضوعی زیادی حساس بشی و توجه کنی برات اتفاق میافته. والا خودمم موندم...نظر شما چیه؟


بر چسب ها: چشم شور، ماهی، عینک، اعتقاد
نظرات ()