یکنواختی...

خیلی وقته که میخوام در این مورد بنویسم...در مورد یکنواختی و احساس یکنواختی در زندگی. تا حالا شده احساس کنید که زندگیتون یه حالت روتین پیدا کرده؟ من به زندگی خیلی از افراد نگاه کردم در هر سطحی از زندگی هستن یا با هر مدرک علمی ای بازهم یه مرحله ای از این حس رو تجربه میکنن...

به گذشته خودم هم نگاه میکنم این موضوع تقریبا تو سال آخر دبیرستان برام نمود پیدا کرد که اون موقع همه هدفم رو بر این قرار دادم که با قبولی تو کنکور زندگیمو از حالت یکنواختی در بیارم اما یکی دو سالی که از قبولیم گذشت باز همون حس بهم دست داد. راه حل بعدی شرکت تو آزمون کارشناسی ارشد بود. بعد قبولی در اون هم کار بعد دوباره انجام کارای پایان نامم و... به هر حال هر زمانی از زندگیم سعی کردم این یکنواختی رو با یه سری هدف گذاری کوتاه مدت به هم بزنم، حتی مثلا تنظیم یه برنامه ورزشی تو برنامه های روزانه ام هم شامل این هدفها میشد. البته قبول دارم که این هدف های کوتاه مدت شاید به نوعی یه هدف بلند مدت و اصلی رو هم میتونه دنبال کنه اما باز اون یکنواختی و شاید حس به پوچی رسیدن سر جاش هست...

نظر شما چیه؟تا حالا این حس بهتون دست داده؟ برای بر طرف کردنش چه کارایی انجام دادید؟

/ 70 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ghalamnews.ir

جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی با هدف سازماندهی حامیان حضور ایشان در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری آغاز به کار کرده است. وب سایت‌ها و وبلاگ‌های حامی مهندس موسوی می‌توانند ضمن قراردادن لوگوی جنبش با انتشار مطالب مرتبط و متنوع به گستره و غنای آن بیافزایند. نشانی صفحه اصلی جنبش : http://www.mirhussein.com

سمیرا

بله خیلی زیاد. من هم وضعیتی مشابه شما داشتم ولی متاسفانه می بینی حتی درس خوندن هم ارضا نمی کند آدم را.

سمیرا

و فکر می کنم اشکال اینجاست که اینها همه وسیله هستند نه هدف. که ما گاهی اشتباه می گیریمشان.

افیون

عمو دلت خوشه ها....ما کلهم زندگیمون یکنواخته...

ن . د . کیمیا

سلام ... یکنواختی و ... از مختصات آدمیزاد و طبیعیات اونه ... از وبلاگ کیمیا متن برای تو رو بخونید یه چیزایی اون وسطاش نوشته ... می خواستم یه چیزای بنویسم اما یهو حسش رفت ... موفق باشین یاعلی http://www.kimiaweb.blogfa.com/post-165.aspx

مسعود

این حس یکنواختی برای همه پیش میاد شاید به خاطر خودمون باشه منم به این مسأله خیلی فکر کردم. به نظر مشکل تو هدفمونه .این مثال و همیشه برای دیگران میزنیم که هدف نباید کوچک و نزدیک باشه.(منظورم تخیلی نیست اون غلطه)تو این جور وقتا به این فکر میکنم که کسی که هدفش فقط دیپلیمه با کسی که دکتراست زندگیش یکیه؟ یا یک جور درس میخونن. همین مسأله ای که شما هم باهاش برخورد کردید. این راه حلش معلومه هدفتون و دورتر بگیرید تو بینهایت حقیقی امتحان کنید ببینید یکنواخت میشه. مطمئن باشید وقتی به دیگران نگاه میکنید یکنواختی و رو تو زندگی اونا می بینید مثل خودتون که به کسی نگاه میکنه که هدفش فقط دیپلمه.

نداصادقی

فقط عشق است كه زندگي انسان رااز يكنواختي دراورده وشوري ديگر به او مي دهد [چشمک]

ماری

100 میلی گرم فلوکستین در روز داروی ضد افسردگی خوب و نسبتا کم عارضه ای است برای از بین بردن حس یکنواختی