احترام و فرهنگ!!!

١- چرا خیلی از ما ها تو این جامعه احترام به عقاید و نظرات هم رو بلد نیستیم؟چرا احساس میکنیم که نظراتمون همیشه درست ترین و صحیح ترینه؟ تا حالا چقدر به نظر طرف مقابلمون احترام گذاشتیم؟ حالا این طرف مقابل از خانواده و همسر گرفته تا دوست و همکار و آشنا و غریبه...

ببخشیدا یکم تند شروع کردم اولشو نیشخند اما تو این چند وقته اینقدر از این جور موارد دیدم که حسابی شاکیم کرده. به خودمون این اجازه رو میدیم که تو هر مسئله و هر موضوعی که مربوط به طرف مقابلمون میشه دخالت و اظهارنظر کنیم.حالا این موضوعات بعضی مواقع وقتی تو مسائل دینیه که با عنوان امر به معروف و اینا توجیه میشه و یا تو موضوعات دیگه هست که به عناوین مختلف تفسیرش میکنیم و این اجازه رو برای خودمون صادر میکنیم. خیلی مواقع هم دخالت کردن و مشورت دادن رو باهم قاطی میکنیم.

کاش یکم سعی کنیم بیشتر به هم و به حد و مرزهایی که نسبت به هم داریم احترام بگذاریم.یاد بگیریم که عقیده هر کسی برای خودش محترمه...

٢- فرهنگ!!فرهنگ؟؟آره فرهنگ. واژهء غریبی فکر کنم اونم تو این دوره و زمونهء ما. اومدیم تو ثبت طولانی ترین ساندویچ جهان رکورد بزنیم بجاش تو ثبت سریعترین حمله به غذا و بی فرهنگترین روش غذا خوردن رکورد زدیم. آخه خدایی یه چند لقمه ساندویچ مجانی ارزش اینو داره که تو کلی سایتهای معتبر اونجوری در موردمون بنویسن؟ هر جا یه غذای مجانی دیدیم باید خودمونو خفه کنیم؟ (عکس رو ببینید خودتون قضاوت کنید تازه این عکس خوبه بقیه که...خنده)حداقل اجازه میدادید ثبت میکردن این رکورد ساندویچ رو بعد میخوردیدنیشخند

تو یکی از این وبلاگها نوشته بود کاش به جای"نظافت نیمی از ایمان است" میگفتن " فرهنگ نیمی از ایمان است" اما نظافت رو چقدر رعایت کردیم که بخوایم با اون جمله فرهنگ داشته باشیم.

شاید بگید دوباره دارم خودشو ناراحت میکنمچشمک اما باور کنید هممون با این موضوعات بارها در کل روز مواجه هستیم.من که سعی کردم تو اینجور موارد از خودم شروع کنم و کارهای خودمو اصلاح کنم امیدوارم که همه هم همینطور باشن.

/ 96 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

واقعا متاسفم..میدونم چی میگی گلم ولی نمی دونم چی باید بگم ببین ما نمونه اینهارو بارها و بارها می بینیم حالا این که یه ساندویچ بود وتموم شد و رفت..نمونش تو این هیئت سرودست شکستنای ماه عزیز محرم...راست میگی ما خیلی وقت مشورت و دخالت با هم غاطی کردیم همه حرفاتو قبول دارم و ممنون بابت گوشزد کردنش[گل] با مطلبی به روزم دوست داشتی سر بزن خوشحال میشم دوستای مثل شما دارم روز قشنگی داشته باشی مهربون[گل]

سحر

[گل][گل] به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند دلم تنگ است... بیا ای روشن ای روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها دلم تنگ است... بیا بنگر چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها ، و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی . .... شب افتاده است و من تنها و تاریکم . و در ایوان من دیریست در خوابند ، پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی بیا ای مهربان با من ! بیا ای یاد مهتابی ! دلم تنگ است... [گل][گل]

دخترک

تگ ها رو داری کنار هم :d منم وقتی جریان ساندویچ رو خوندم خیلی عصبانی شدم از دست این مردممممم [عصبانی][گل][ماچ][قلب] سه تای آخری برای تو بود :d

خلسه

من مردم. من خیلی وقته که مردم....

نسیم

راستی توی ایام عزاداری و اش نذری هم همینطوره

نازخاتون

چند روز ژیش همین بحث بود تو شرکت و همه داشتیم میگفتیم که چه بی فرهنگ و چه آبرومون رفت و چه و چه ! یهو یکی از خانومای شرکت برگشت گفت اتفاقا ساندویچش اصلا هم خوشمزه نبود !!!!![قهقهه]

شگفت انگیز

سلام من درس دارم شما چی؟ خدافظی[خداحافظ][گل]

رزالین

این نمایشگاه غذا تو پارک ملت نبود؟؟/[نیشخند]

خوب از وبلاگ مدیر بلاگ اسکای کپی میکنیا[خنده][خنده][خنده][خنده][قهقهه][قهقهه][قهقهه]