و سالی دگر نیز گذشت...

یه سال دیگه هم گذشت. تو این یه سال از زندگی لحظات مختلفی رو تجربه کردم مرگ ١-٢ تا از آشنایان که واقعا ناراحت کننده و فراموش نشدنی بود و در کنارش لحظات شادی چون دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد (که خیلی دوست دارم دوباره اون لحظه تکرار بشه برام) و این آخریه معافیت سربازینیشخند... نمیدونم سال بعد تو این موقع میخوام از چه خاطراتی بنویسم اما امیدوارم هر چی قرار پیش بیاد به صلاحم باشهلبخند...

این شعر فروغ فرخزاد رو هم خیلی دوست داشتم بنویسم تو وبلاگم فکر نکنم تو این پست بی ربط باشه نوشتنش.

آن روزها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم و سرشار
آن آسمان های پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر
آن بام های باد بادکهای بازیگوش
آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
آن روزها رفتند
 آن روزهایی کز شکاف پلکهای من
آوازهایم چون حبابی از هوا لبریز می جوشید
چشمم به روی هر چه می لغزید
آنرا چو شیر تازه می نوشید
گویی میان مردمکهایم
خرگوش نا آرام شادی بود
هر صبحدم با آفتاب پیر
به دشتهای ناشناس جستجو می رفت
شبها به جنگل های تاریکی فرو می رفت
آن روزها رفتند
آن روزهای برفی خاموش
کز پشت شیشه در اتاق گرم
هر دم به بیرون خیره میگشتم
پکیزه برف من چو کرکی نرم
آرام می بارید
بر نردبام کهنه چوبی
بر رشته سست طناب رخت
بر گیسوان کاجهای پیر
و فکر می کردم به فردا آه
فردا
حجم سفید لیز
با خش خش چادر مادربزرگ آغاز میشد
و با ظهور سایه مغشوش او در چارچوب در
که ناگهان خود را رها می کرد در احساس سرد نور
و طرح سرگردان پرواز کبوترها
در جامهای رنگی شیشه
فردا ...

/ 123 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سولماز(جایی شبیه قلب من)

راستی چون نمی تونه بیاد جشن اینقدر حرص و جوش میزنه ها![زبان]....وگرنه آدم عاقل حالیشه بعد جشن آپ می کنید[قهقهه]

سعيده

هنوز تولده اينجا؟! [نیشخند] در ضمن بعضيا ديگه به آف ها هم توجهي نكرده و بايستي رسما دعوت به عمل بياريم ازشون! ميشناسيشون!؟[عینک]

سحر

روحم از سرمای تنهایی میخزد در ظلمت قلبم وحشت دنیای تنهایی دیگرم گرمی نمی بخشی عشق ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نومیدیست خسته ام ‚ از عشق هم خسته غنچه شوق تو هم خشکید شعر ای شیطان افسونکار عاقبت زین خواب درد آلود جان من بیدار شد بیدار سلام مهربون من..خوبی ..از اینکه همیشه به کلبه خودت سر میزنی و ما رو شرمنده خوبی هات می کنی ممنون....با مطلبی به روزم دوست داشتی یه سر بزن خوشحال میشم روز خوبی داشته باشی گلم[بغل][گل][بغل]

سودی

وبلاگ قشنگی داری به منم سر بزن!!!! [نیشخند][نیشخند]

سمیه ملاحسيني

سلام آقا روح الله خوشحال شدم دیدمتون -امان از شیطونی این پرستو ................ من دختر عموی فاطمه ملا حسینی ام

سمیه ملاحسيني

راستی اگه خواستید جواب بدبد برید وبلاگ نگار نازنینم

سمیه ملاحسيني

امیدوارم فاطمه تو یادتون باشه همککارتون بود

سمیه ملاحسيني

راستی فاطمه داره میره خارج