اگر به خانه من آمدی....

چند وقتی بود که عجیب می خواستم عکسی رو که از آرامگاه فروغ فرخزاد گرفته بودم رو تو وبلاگ آپ کنم.بالاخره امروز تصمیم گرفتم فکرمو عملی کنم که متوجه شدم دیروز سالگرد مرحوم فروغ فرخزاد بوده.خیلی برام جالب بود.

این جا...

آرامگاه ابدی و خانه فروغ است

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانه من آمدی برای من

ای مهربان چراغ بیار و یک دریچه

که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

                                                                                              روحش شاد و یادش گرامی

4ifcsoo.jpg

/ 32 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متين

سلام ممنون از تبریک

سعیده

سلام عزیز .... اگه منت بذاری به کلبه ی دل تنگیام یه سر بزنی... خوشحالم کردی .. *************************** همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم از اینکه عاشق توام حس غرور می کنم دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم با نفس ساده تو غرق ترانه میشوم با تو ستاره میشوم با تو ستاره میشوم با تو ستاره میشوم....... *************************** چشم به راهتم ...!

*^*شـــــــــراره *^*

سلام دوست گلم مرسي از حضوره گرمت تو كلبه ي تنهاييم مطالبت عالي بود و جامعه ي كنوني رو خوب به تصوير كشيده بودي موفق باشي مــي خواهم امشب تمام خاطرات کودکيم را قابي کهنه بگيرم بر سر در ديده گانم بياويزم تا فراموش نکـنم که روزي بقچه ي وجودم پر از نان و پنير احساس بود

ازاده

چقدر دلم برای ظهير الدوله تنگ شده !من هميشه بالای مزار فروغ اينو ميخوندم : من خواب ديده ام که کسی می ايد من خواب يک ستاره قرمز را ديده ام وژلک چشمهايم هی می پرد وکفشهايم هی جفت ميشود وکور شوم اگر دروغ بگويم ...

نسرين

من خيلی دوست داشتم برای سالگردش برم ظهیرالدوله اما نتونستم. خوش به خال هرکی رفت.

الهام

سلام واقعا ازتون بابت کمکی که بهم کردين ممنونم.خيلی خوشحالم کردين.اميدوارم بتونم يه روزی جبران کنم.الحق که دست بالای دست بسياره. شاد باشين

خانم گل

سلام چه شعر غم انگيزی باران مسيحا بروز شد اگه دوست داشتين سر بزنين شاد باشين در پناه خدا

نغمه

از اينکه کمک کرديد و وبلاک الهامو پس کرفتيد ٫ متشکرم. هميشه سربلند ٫ هميشه سرفراز

روشنک

باز من ماندم و خلوتي سرد خـاطراتـي ز بـگذشته اي دور ياد عشقي که با حسرت و درد رفت و خاموش شد در دل گور روي ويـرانه هاي اميدم دست افسونگري ، شمعي افروخت مرده يي چشم پر آتشش را از دل گـور بـر چشـم من دوخت ناله کردم که اي واي اين اوست در دلـم از نـگـاهـش ، هـراسي یادش همیشه گرامی